
سياستهاي تعرفهاي
اصول بازنگري و متوازن سازي تعرفه ها
سياستهاي تعرفهاي ، هسته اصلي سياستهاي تجاري كشورها و نحوه تعامل با
تجارت جهاني تلقي ميگردد . چگونگي تنظيم تعرفهها و توازن يا ناهمگوني آنها
نيز در ميزان حمايت مؤثر از كالاها و رشتههاي مختلف صنعتي تأثير به سزائي
دارد .
تفاوت حمايت مؤثر از گروههاي مختلف كالائي ، انحراف در علائم قيمتي ، تخصيص
غيربهينه منابع ، تحميل هزينه ناكارآئي بعضي از بخشها و زيربخشهاي اقتصادي و
صنعتي به ديگر بخشها و زيربخشها و تحميل هزينه ناكارآئي برخي حوزه ها به مصرف
كنندگان را در پي خواهد داشت .
طي بيست سال منتهي به سال 2000 ، رشد سالانه تجارت جهاني به طور متوسط حدود 6
درصد و تقريباً معادل 2 برابر رشد توليد ناخالص داخلي جهان بوده است. در تحقق
چنين رشدي طبعاً عوامل متعددي دخالت داشته است ، كه از جمله ميتوان به جريان
هاي پوياي سرمايه ، گسترش نظامهاي توليد بين المللي و توسعه فناوري ارتباطات
اشاره كرد. ليكن يكي از عوامل بسيار مهم در توسعه تجارت جهاني ، كاهش چشمگير
موانع غيرتعرفهاي و روند منطقيسازي تعرفهها دركشورهاي صنعتي وكشورهاي
درحال توسعه درسالهاي اخير بوده است .
در سالهاي قبل از 1380 به دليل كاربرد گسترده محدوديت هاي مقداري براي واردات
، توجه جدي براي تعيين تعرفه مناسب كالاهاي وارداتي صورت نگرفت . نظام چند
نرخي ارز و اعمال نرخ رسمي ارز براي محاسبه حقوق گمركي و سود بازرگاني ،
نابساماني تعيين تعرفه مؤثر كالاهاي وارداتي را تشديد نمود .
اين شرائط موجب گرديد كه چند پديده در اقتصاد ايران به طور غيرمتعارف مورد
بهرهبرداري قرار گيرد و نظام بازرگاني كشور دچار اختلالهاي شديد گردد. از
جمله : مناطق آزاد تجاري و صنعتي كه با هدف افزايش صادرات ايجاد گرديده بود ،
عملاً به مبادي براي ورود كالا به داخل كشور تبديل گرديد. هدايا ، سوغات و
كالاهائيكه همراه مسافرين به كشور وارد ميشد به صورت اعجاب آوري تغيير شكل
داد و ورود تلويزيون و يخچال فريزر سايد باي سايد با هواپيما به يك امر عادي
تبديل شد .
به موازات اين شرايط ، قاچاق كالا به كشور به دليل محدوديتهاي مقداري واردات
رسمي و نيازهاي جامعه از يكسو و ضرورتها و شيوههاي فروش ارز از سوي ديگر
بطور وسيعي رشد كرد و شبكههاي سازمان يافته انتقال غيررسمي و نامتعارف كالا
به داخل كشور شكل گرفت .
به علاوه ، بدليل تعرفه پائين كالاهاي وارداتي ، گروههايي كه ميتوانستند به
مجوز واردات كالاهاي خاص دست يابند ، ضمن آنكه با رقابت غيرمنصفانه به بخش
توليد كشور آسيب جدي وارد ميكردند ، سودهاي بادآورده و هنگفتي را كسب
ميكردند ، كه بهم خوردن برخي تعادلهاي اجتماعي و شكل گيري روابط غيرمنطقي و
ناخوشايند را باعث گرديد .
در همين شرايط واردات لوازم يدكي ضروري و احتياجات فوري بخش توليد چنانچه از
مجاري قانوني انجام ميشد با موانع باورنكردني روبرو ميگرديد و با تأخيرهاي
طولاني و روشهايي به كشور وارد ميشد كه موجب حيرت طرفهاي تجاري ميگرديد.
همه آنچه در بالا گفته شد اگر چه موجب اختلال جدي در نظام بازرگاني كشور
گرديد ، اما بيشترين آسيب ، به علت عدم شفافيت و عدم توانايي شناخت مزيت هاي
اقتصادي و اختلال قيمت ها به اقتصاد ملي وارد گرديد و علائم قيمتي اشتباه
موجب تخصيص غير بهينه منابع كمياب كشور گرديد كه يكي از عوامل اصلي پائين
بودن بازدهي اقتصادي سرمايهگذاريهاي انجام شده است .