گفتگو با بهرام سلطاني، مدير عامل ذوب آهن اصفهان
افزایش تولید ذوب آهن در گرو طرح توازن
ذوبآهن اصفهان بهعنوان یکی از قدیمیترین و عظیمترین کارخانجات تولید فولاد در کشور با ظرفیت اسمی 9/1 میلیون تن و تولید 2/2 میلیون تن فولاد در جایگاه صنایع بزرگ کشور قرار دارد و انجام طرح توازن که در واقع به معنای رفعکننده گلوگاههای تولید فولاد کشور در این مجتمع است و میتواند ظرفیت این واحد را تا 5/1 میلیون تن افزایش دهد، با توجه به فراهم بودن زیرساختهای لازم برای انجام این طرحها، حمایت مناسب از این واحد جهت انجام طرح توازن ضروری به نظر میرسد. بهرام سبحانی، مدیرعامل جدید ذوبآهن اصفهان که پس از ابکاء، هدایت این مجموعه را به عهده دارد، درصدد است تا با کاهش هزینههای این شرکت و استفاده از تسهیلات، انجام طرح توازن را محقق سازد. به همین خاطر با وی درباره برنامههای آینده ذوبآهن و صنعت فولاد کشور گفتوگو کردهایم که میخوانید
به نظر میرسد اساسیترین چالشی که فولادسازان داخلی در حال حاضر با آن مواجه هستند، بودجه موردنیاز برای تأمین طرحهای تکمیل واحدهای خود است و طبق نظر دولت جدید مبنی بر عدم سرمایهگذاریهای بیش از 10 درصد دولت در صنعت فولاد ظاهراً تأمین بودجه این واحدها در شرایط نامعلومی به سر میبرد، ذوبآهن اصفهان از این حیث چه وضعیتی دارد؟
از ابتدا قرار بود بودجه طرحهای تکمیلی ذوبآهن توسط خود واحد و از طریق سود حاصله به دست آید و از این بابت تغییری اتفاق نیفتاده است ولی به دلیل کاهش قیمت فولاد در بازارهای خارجی، داخلی و همچنین کاهش ساختوساز در کشور، حجم فروش محصولات فولادی پایین آمده و در نتیجه میزان سود شرکتها و از جمله ذوبآهن اصفهان کاهش یافته است و طبیعی است که برای تأمین هزینههای طرحهای تکمیلی به دنبال راهکارهای دیگر باشیم.
یکی از راهحلها استفاده از وامهای خارجی است، شما از این روش استفاده کردهاید؟
بله، بانکهای خارجی وام میدهند و ما هم دفعه قبل از همین وامها استفاده کردهایم ولی در شرایط فعلی روند آن کمی کند شده است
تصمیم دولت مبنی بر عدم سرمایهگذاری بیش از 10 درصد در صنعت فولاد چه تأثیری بر روند فعالیت شما میگذارد؟
این تصمیم شامل ذوبآهن نمیشود چون طرحهای فعلی ذوبآهن بیشتر در جهت متوازن کردن خطوط مختلف تولید و در واقع بهینهسازی تولید محصولات است .
با توجه به اینکه برای دریافت وام از صندوق ذخیره ارزی، خصوصی بودن شرکتها را بهعنوان یک اصل تعریف کردهاند، طبیعتاً به بخش خصوصی در تأمین تولیدات فولاد کمک خواهد کرد.
ولی این شرایط برای تأمین هزینههای ذوبآهن دشواری ایجاد میکند
همینطور است. چون قرار شده است از درآمد کارخانه 5/2 میلیون تنی واحد تکمیلی 5/1 میلیون تنی ایجاد شود که با توجه به قیمتهای فعلی فولاد، دور از دسترس به نظر میرسد و چنین درآمدی اساساً وجود ندارد که بتوان با آن طرح تکمیلی اجرا کرد ولی اگر بتوان از تسهیلات دیگر استفاده و طرحهای تکمیلی را راهاندازی کرد، با بالا رفتن سود فروش کارخانه میتوان تسهیلات اخذ شده را پس داد.
بهطور مشخص شما برای تأمین بودجهتان چه کردهاید؟
در حال پیگیری دریافت تسهیلات داخلی و خارجی هستیم.
با توجه به محدود بودن منابع بانکهای داخلی، راهحل چندانی در دسترس نیست ولی در حال رایزنی با مسوولان هستیم تا بتوانیم راهحلی برای آن پیدا کنیم.
طرحهای تکمیلی شما در چه بخشی انجام میشود؟
طرح توازن است که شامل کوره بلند با ظرفیت 4/1 میلیون تن، ککسازی با ظرفیت 900 هزار تن تولید کک از زغالسنگ، واحد آلگومراسیون با ظرفیت 4/2 میلیون تن، نیروگاه برق 110 مگاوات و پروژه پنجم هم قطعات جانبی است و با انجام این پروژه ظرفیت تولید ذوبآهن به 6/3 میلیون فولاد خام میرسد.
علاوه بر توقعی که دولت از واحدهای فولادسازی برای تأمین بودجههای طرحهای تکمیلی و توسعهای خود دارد، ظاهراً عوارض سنگینی نیز از این واحدها دریافت میکند که حجم سود آنان را کاهش میدهد. در این باره چه نظری دارید؟
ذوبآهن از محل سودی که برایش در نظر گرفته شده است دو عوارض 25 و 30 درصد میپردازد که روی هم 55 درصد میشود و چون درآمدهای پیشبینی شده نیز در شرایط کاهش ساختوساز فعلی تحقق نیافته است، حجم سود این واحد تولیدی را کاهش میدهد و تحقق بودجه طرحهای تکمیلی را با دشواری بیشتری مواجه میسازد و ذوبآهن اصفهان در شرایط فعلی کاملا توانایی گردش مالی خود را دارد ولی طرحهای تکمیلی بحث دیگری است که تحقق بودجه آن دشوار است. زیرا در بهترین شرایط فروش نیز تأمین بودجههایی در این حجم دور از دسترس است.
به اعتقاد من این طرح که توسط شرکت ملی فولاد و در سالهای قبل از تشکیل ایمیدرو بنا نهاده شد و با شرط افزایش قیمت محصولات فولادی و انجام طرحهای توسعهای این واحدها از محل افزایش سود مورد موافقت قرار گرفت از ابتدا درست طراحی نشده و مشابه سیاستگذاریهای است که در صنعت سیمان اتفاق ها یی افتاد و با این شرط که قیمت سیمان افزایش یابد و کارخانجات از محل سود خود واردات سیمان را انجام دهند که هر دو با دشواری مواجه شد. شما در این باره چه نظری دارید؟
از ابتدا این طرح به منظور افزایش قیمت از محل فروش فولاد در کارخانه و نزدیک شدن آن به حاشیه بازار مورد قبول واقع شد و در آن شرایط نیز جواب مثبت داد و این اصل که طرحهای توسعهای از محل درآمدهای شرکتهای فولادی انجام شود، اصل پذیرفته شدهای است. منتها باید شرایطی نظیر قیمت و رونق بازار را در نظر گرفت و هیچ کس تصور نمیکرد که در دو ساله اخیر قیمت فولاد به جای افزایش، رو به کاهش رود و هزینههای اولیه تولید مرتباً رو به افزایش رود.
در مورد سیمان که شما به آن اشاره کردید، باید بگویم شاید این دو صنعت ظاهراً هیچ ربطی به هم نداشته باشند ولی کاملاً به هم ارتباط دارند و در شرایطی که سیمان ارزان و قابل دسترس میشود، قیمت میلگرد بهشدت بالا میرود و قیمت تیرآهن کاهش مییابد و در مقطعی ما را به این فکر انداخته بود که خط تولید تیرآهن را به حالت دوگانه طراحی کنیم که بتواند ریل هم تولید کندولی در شرایط فعلی کاملاً برعکس شده است، قیمت میلگرد افت کرده و تیرآهن افزایش شدید داشته است.
مجموعههای اقتصادی بر یکدیگر اثرات مستقیم و غیرمستقیمی دارند و در سیاستگذاری یک صنعت باید تأثیرات و تبعات آن را بر دیگر محصولات و صنایع دیگر دید.
برنامههای شما بهعنوان مدیرعامل جدید ذوب آهن اصفهان چیست؟
یکی از محورهای اصلی برنامه من، کاهش قیمت تمام شده است تا بتوان از این طریق در هر شرایطی تولید داشت. ارتقای کیفی محصولات، انعطافپذیری در مقابل استاندارد کیفی کشورهای مختلف، گسترش فضای سبز و رعایت مقررات زیستمحیطی، انجام تحقیقات و پژوهشهای دانشگاهی و ارتباط آن با صنعت و همچنین انجام طرحهای تکمیلی اهم برنامههای ماست.
شما هم برنامههایتان را در شرایط خوشبینانه محقق می دانید و یا اینکه به شرایط عکس آن هم فکر کردهاید؟
من شخصاً فکر میکنم هر برنامه ای قابل اجراست فقط باید برنامهریزی مناسب آن را انجام داد و طبیعتاً برخی از محدودیتها مربوط به شرایط بیرونی ماست ولی ما تلاشمان را خواهیم کرد و تحقق برنامههایمان را غیرعملی نمیبینیم. رونق بخش ساختمان و پروژههای عمرانی میتواند بستر تحقق برنامههای ما را بیشتر فراهم کند.
پیشبینی شما از آینده صنعت فولاد کشور چیست؟
چون ما دارای مزیتهای نسبی در تولید فولاد هستیم، قطعاً با حمایتهای لازم میتوانیم جایگاه مناسبی در تولید این محصول داشته باشیم.
ولی ما همیشه روی مزایای موجود تأکید میکنیم ولی حتی یک درصد از تولید جهانی فولاد را در دست نداریم؟
ببینید کشورهایی که حتی مواد اولیه نداشتهاند، به تولید فولاد و ایجاد اشتغال و ایجاد ارزش افزوده ناشی از آن میپردازند ولی حالا تولیدات محصولات فولادی را به کشورهای دارای مزایای طبیعی سپردهاند و برخلاف تصور عمومی، تولید در کشورهای فاقد مزیت، غیراقتصادی شده است و ما باید از شرایط موجود استفاده کنیم اما به شرطی که بتوانیم زمینه سرمایهگذاریهای لازم را ایجاد کنیم و بخش خصوصی را به سمت تولید شمش هدایت کنیم زیرا در حال حاضر بخش خصوصی به تولید نورد از طریق شمش وارداتی میپردازد که استفاده از مزایای
سنگ آهن، گاز طبیعی و... محسوب نمیشود و بخش خصوصی در شرایط کنونی با مشکل تولید مواجه شده است.
به اعتقاد من به منظور استفاده از مزایای موجود باید از معادن و تجهیز آنان شروع کرد تا به ارتقای تکنولوژیها و افزایش حجم تولید دست یافت.
ولی سیاستگذاریهای موجود بیشتر به نفع واحدهای تولیدی و ضرر معادن است و در این شرایط که سنگآهن زیر قیمت جهانی باید به واحدهای تولیدی فولاد فروخته شود، چطور میتوان به توسعه بخش معادن به خصوص معادن سنگ آهن و زغالسنگ امیدوار بود؟
اگر ما میگوییم در سنگ آهن و زغالسنگ دارای مزیت هستیم یعنی با قیمت مناسبتر از بازارهای جهانی میتوانیم از آن استفاده کنیم در غیر این صورت که مزیت شمرده نمیشود از سوی دیگر خریدهای کوتاهمدت و خریدهای بلندمدت نقش عمدهای در قیمت زغالسنگ و سنگ آهن دارد و ذوبآهن بهعنوان مشتری دایمی و ثابت این محصولات در طول بیش از 20 ساله اخیر طبیعی است که با قیمت مناسبتر خرید کند که البته ما معتقدیم قیمت خریداری شده ما منطقی و منصفانه است.
مریم ابراهیمی
روزنامه جهان صنعت 3/12/1384