گفتگو با رئيس سازمان توسعه و نوسازي معادن
بدون سر و صدا و تبليغات، نخستين مجموعهاي بوديم كه دانش فني ساخت كارخانه فولاد را به دست آورديم در صورتي كه در بدو راهاندازي ذوبآهن كارشناسان روسي حتي اجازه نزديك شدن به دستگاهها را به ما نميدادند
در بخش معدن وضع خوبي نداريم. كاركنان معادن از عدالتي كه شايستهاش هستند، فاصله دارند
چرا ما نبايد در اندازه معادن 10ميليون تني سنگآهن، فكر كنيم؟
كشور ما هنوز هم نظام آماري درست و حسابي در بخش معدن و در بخشهاي ديگر ندارد
يك سرمايهگذار كويتي ميگفت: شما ايرانيها نفر به نفر آدم خوبي هستيد اما به محض اينكه كار جمعي پيش ميآيد، خراب ميكنيد
احمدعلي هراتي نيك معاون وزير صنايع و معادن و رييس هيات عامل ايميدرو چند روز پيش، بيش از 2ساعت ميهمان <دنياي اقتصاد> بود و پس از بازديد از بخشهاي تحريريه و فني با او مصاحبهاي ترتيب داديم. سوالات را از مسايل دولت گذشته شروع كرديم و به اصالت سرمايهگذار و در نهايت به سياست تغيير مديران كشانديم.
هراتينيك حساسيت زيادي روي زير ذرهبين قرار دادن سرمايهگذار نشان داد و لغزش در آن ديدگاه را مايه فرار سرمايه قلمداد كرد.
هراتينيك تا لحظه اذان پاي ميز مصاحبه، در كنار ما نشست.
در ابتدا ميخواهيم يك اتصالي از دولت گذشته به دولت كنوني داشته باشيم. به نظر شما در بخش معدن و صنايع معدني چه نگاهي حاكم بوده آيا نگاهي كه شما در اين دولت به اين بخش داريد متفاوت از نگاه دوره گذشته است؟
ببينيد: در عنوان سازمان توسعه و نوسازي معادن و صنايع معدني، مفهوم واقعي به صورت مستتر وجود دارد. ما در درجه نخست يك سازمان معدني هستيم در حالي كه متاسفانه در كشورمان، بخش معدن خيلي مورد توجه نبوده است هر چند نفت و گاز هم يك ماده معدني به حساب ميآيند كه در كانون توجه بودهاند اما با مفهومي كه در كشور ما در مورد معدن وجود دارد، چندان رابطه خوبي وجود نداشته است.
سنگ آهن و زغالسنگ هم به اين دليل مورد توجه قرار گرفتهاند كه مواد مصرفي ذوبآهن اصفهان بودهاند. يعني به تبع نياز اين شركت و فولاد مباركه، در كنار دست صنايع قرار گرفتند. يعني باز خود آن معادن، با ديد مهندسي و فني نگريسته نشدهاند و تنها به عنوان تامينكننده مواد اوليه فولاد، معرفي شدهاند. آن ديد، نه سرمايهگذاري لازم را به سوي معادن جذب كرد و نه توجه علمي و فني را . در نتيجه اكنون در بخش معدن، وضع خوبي نداريم و كاركنان آنجا هم از عدالتي كه شايستهاش هستند، فاصله دارند. بهرغم اينكه مالك و سرمايهگذار بخش معدن، دولت بوده، اين بخش مورد توجه قرار نگرفته در حالي كه همگان اعتراف ميكنند كه كار معدن دشوارتر از كار صنعت است. اين يكي از دغدغههاي خود من است.
يادم هست كه آقاي جهانگيري هنوز در اصفهان (استاندار) بودند و در آستانه وزارت قرار داشتند، به طور اتفاقي، ايشان را ديدم. آن موقع بنده هنوز در اصفهان (مديرعامل فولاد مباركه) بودم، آقاي جهانگيري در فرودگاه مهرآباد، از من پرسيد، نظرت راجع به وزارت معادن و فلزات چيست؟ در پاسخ گفتم: آقاي جهانگيري، اگر ميخواهي كار خيري بكني، به بخش معدن توجه كن. هر چند پدر او (در اسفندقه كرمان) معدنكار بود.
به هر حال آن كار چندان عملي نشد. اعتقاد دارم، اين بخش بايد به اندازه صنعت جذب سرمايه كند.
در حقيقت بايد به جايگاهي برسد، كه فارغالتحصيلان ما بدان اقبال داشته باشند. الان اينطور نيست. بچههاي معدن ما در جاهاي ديگري كار ميكنند. حتي زمينشناسي هم چندان رونق نگرفته است. البته بخشهاي خصوصي كارهايي كردهاند اما در جمع، كشور ما كار شايستهاي براي معدن نكرده كه به صورت بنيادي باشد. در صورتي كه نفت، فولاد و مس مورد عنايت بيشتري نسبت به معدن قرار گرفتهاند.
من اين ايده را دارم كه اين كار را انجام دهم. آن هم به ابزارهايي همچون بودجه و نيز سازماندهي بخش بستگي دارد. نميتوانم بگويم خيلي مدعي هستم و همه بار را به دوش ميكشم اما نگاههاي فعلي را تقويت ميكنم. اگر اينطور شود، آيندگان ديگر نميتوانند بخش معدن را در حاشيه قرار دهند، مجبور ميشوند كه به صورت اتوماتيك در يك فضاي قوي اقتصادي قرار گيرند.
آيا اين هدف را در دولت آقاي احمدينژاد قابل تحقق ميدانيد؟
والله، خيلي روحيه شعار دادن ندارم. معمولا حرفهايي ميزنم كه شدني باشد چون تفكرم اينطوري است. تا الان به اين نحو كار كردهام. حتما اين هدف محقق ميشود. چرا كه پتانسيل بسيار قوي در بخش معدن وجود دارد. ببينيد هر كس طرح توجيه دار به دولت ارائه كند، پس از فشار بسيار بالاخره، مجوزهاي لازم را ميگيرد. حال ميخواهيم بخش سنگ آهن را براي توليد 45ميليون تن تجهيز و توسعه دهيم. اين قابليت اجرايي دارد. پس بايد فشار وارد كنيم كه بودجهاش را بگيريم. بچههاي معدني فكر ميكردند، اين رقم زيادي است حتي تصور آن را هم مشكل ميدانستند ترس از اينكه با مسايل بزرگي روبهرو شوند، به چالش اين افراد درآمده بود. معدن بخش بزرگي است وقتي كه در استراليا معدني با حجم 70ميليون تن سنگ آهن را تجهيز ميكنند چهطور نميتوانيم براي 10ميليون تن وارد عرصه شويم. در عوض ميآييم روي معدني با توليد 2ميليون تن در سال فكر ميكنيم حالا شما بگوييد براي 4ميليون تن بودجه ميگيريم و در نهايت در حد همان موفق ميشويم. چرا ما نبايد در اندازه 10ميليون فكر كنيم. بله مشكلاتي دارد اما ميتوان موفق شد.
آقاي مهندس، ظاهرا چنين چالشي وجود دارد. آقاي رييس جمهور گفته، تمام سرمايهگذاريهاي دولت بايد متوقف شود به جز بخش خاصي از فولاد و نفت.
من نميدانم اين بحث در چه شرايطي مطرح شده است.
در هيات دولت، شوراي اقتصاد و نهادهاي ديگر تصميمگيري.
ميخواهم بگويم اگر مجموعهاي ميخواهد راه بيفتد، بايد به آن بخش پول تزريق شود.
منظور ما اين است، ميشود بدون پول دولت، معدن را تجهيز كرد؟
نكته اين است كه خصلت و تفكر بخش خصوصي چگونه است. واقعيت دارد كه بخش خصوصي ما تفكر شركتهاي خصوصي اروپايي را ندارد. در كشور ما مقطعي و فيالحال فكر ميكنند. يعني بيايند يك پولي بگيرند و در كوتاه مدت سود ببرند و بروند. اصلا اينكه در بلندمدت كار كنند و 5سال در انتظار نتيجه بنشينند را ندارند. مثلا بخش خصوصي ما معادن زغالسنگ را در اختيار دارد. اما قبلا برخي پيشبيني ميكردند اينها به اندازه همان وضعيتي كه دارند كار ميكنند. فعلا زغالسنگ را استخراج ميكند. حال اينكه براي آينده آن را تجهيز كند و ... . چندان مورد توجه نيست. بعد هم كه زغالسنگ موجود تمام شد، كار تعطيل! اين كار معدن را از بين ميبرد. اينكه ميگويم، دولت يعني براي توليد 45ميليون تن سنگ آهن زمينهسازي كنيم. اين ميزان بايد به فولاد تبديل شود. اگر اينها را بدهيم بخش خصوصي استقبال ميكنند هرچند تاكنون هم دنبالش بودهاند تا معادن سنگ آهن را از دولت بخرند.
پس شما هم با توجه به نگاهتان به اين مساله، احتمالا ....
بله، موافقت نميكنم. چرا؟ ميگويم آقا تو در اندازههاي كوچك ميخواهي كار كني. ميخواهي از معدن 500هزار تا يك ميليون تن سنگ آهن استخراج كني و سرمايهگذاري جديد هم نميكني، بعد هم ميگويي آقا همين اندازه كافيه با همين صفا ميكنيم. نتيجه اين كار، از بين رفتن يك معدن بزرگ است. من اصرار دارم كه دولت در بخش معدن سرمايهگذاري كند. اگر هم بخش غيردولتي بيايد، شكل ديگري داشته باشد. مثلا بانكها يا بخشهاي عمومي. ابتدا بياييم معادن را تجهيز كنيم بعدا كه به مرحله فولادسازي رسيديم، بخش خصوصي هم بيايد سرمايهگذاري كند.
البته اگر بخش خصوصي مثلا واحد 400هزار تني فولاد احداث كند، در صورت بروز مشكل، ضربه چنداني به كشور وارد نميشود. اشكال ندارد. اما معدن فرق ميكند مثل فولاد نيست اگر خوب تجهيز نشود، سنگ آهن لازم را به دست نميآوريم.
بخش خصوصي هم نميرود چنين سرمايهگذاري كند
نميرود. چون ميخواهد در حد توان مالياش كار كند و براي خودش درآمد خوبي كسب كند. اما براي ما كه صنعت فولاد را هدايت ميكنيم، خوب نيست.
پس با اين وجود دولت چندان بدش نميآيد كه مانعي به عنوان اصل 44 رودرروي بخش خصوصي بايستد و ادامه پيدا كند چرا كه معتقد است، توان لازم از سوي بخش خصوصي وجود ندارد. از سوي ديگر دولت اعلام ميكند كه سرمايهگذاري جديدي از سوي دولت بهجز مواردي خاص (فولاد و نفت) انجام نشود. به عبارتي دو ديدگاه كاملا متضاد در حال نقشآفريني هستند. به نظر ميرسد، مفهوم درستي از اين جريانات وجود ندارد.
حالا آقاي رييس جمهور و دولت، بحث عدالت محوري را مطرح ميكنند. شايد من هم جاي آنها بودم، همين كار را ميكردم. اينها به نوعي طرح آمايش سرزمين است. يعني بياييم توسعه فولاد را طوري مطرح كنيم كه سهمي به همه برسد. اين در تئوري درست است. واقعيت اين است كه از نظر اقتصادي در همه جا قابليت اجرايي ندارد. بايد سرمايهگذاري در جايي باشد كه مواد اوليه، امكانات زير بنايي و حملونقل را دارا باشد. اگر اينها نباشد، نميشود كار كرد. حال اينجا عدهاي ميپرسند، اول بايد مقدمات فراهم باشد بعد ما برويم سراغ توسعه؟ يا اول ما برويم سراغ آن منطقه، بعد امكانات را فراهم آوريم؟ به هر حال مردم مناطق محروم نظير بيرجند كه اخيرا آقاي رييس جمهور به آنجا رفتهاند، درست ميگويند. هيچ امكاناتي ندارند. ايلام، چهار محالوبختياري، كهگيلويه و بويراحمد هم همينطور. من تقريبا همه جاي ايران را رفتهام اما به كهگيلويه و بويراحمد نرفتهام.
حال شما ميخواهيد در قالب پيشنهادها و طرحهايي بحث توسعه معادن را به دولت ببريد؟
ما تلاش ميكنيم. در قالب طرحهاي توسعه براي تجهيز معادن سنگ آهن و زغالسنگ را كه مورد توجه داريم. براي بقيه موارد نظير نفلين سينيت سراب (آذربايجان شرقي) كه در آينده تامين كننده پودر آلومينا براي توليد شمش آلومينيوم باشد. بهعبارتي جايگزيني براي پودر بوكسيت شود. يعني به جاي اينكه برويم گينه و معادن آنها را جارو كنيم به منابع كشورمان توجه كنيم. يا تيتانيوم كهنوج و... را وسيلهاي براي توسعه معادن قرار دهيم. يعني مواد معدني كه تاكنون سرمايه اندكي جذب كردهاند يا اينكه اصلا جذب نكردهاند را پيش رو قرار دهيم. اين روند، هم كار، هم علم و هم درآمد ايجاد ميكند.
اين نگاهي است كه سازمان توسعه معادن دارد. دولت و ستاد وزارت صنايع و معادن چه نگاهي به اين بخش دارد. ببينيد به وزير قبلي ميگفتند وزير خودرو. شما فكر ميكنيد ميتوانيد مسوولان جديد را به اجراي اين برنامهها مجاب كنيد؟
سوالاتي كه مربوط به آنها است را از ما نپرسيد؟
بالاخره شما يك نقشي در اين جريان داريد. معاون وزير هستيد.
آقاي دكتر بصيري معاون معدني وزارتخانه هستند. من رييس هيات عامل ايميدرو هستم.
فكر ميكنيد به اين برنامه اعتقاد داشته باشند؟ ببينيد هر جا بخواهم به توسعه صنعتي دست يابيم بايد از معدن تغذيه كنيم.
ايميدرو مصمم است كه اين كارها را انجام دهد. از طرفي چون آقاي بصيري هم عضو هيات عامل هستند آنها خود به خود با ما حركت مي كنند و البته سياستگذاريهاي آنها هم خيلي با كار ما تداخل ندارد و خللي در كار ما ايجاد نميكند. فكر ميكنم كه آنها هم چنين ديدگاهي داشته باشند.
آقاي مهندس، توسعه پيش زمينه ميخواهد مثلا قانون معدن يا قانون سرمايهگذاري خارجي. ببينيد، قانون سرمايهگذاري B.O.T و Buy Back را پيشبيني كرده اما B.O.O و موارد ديگر را نديده است. كارشناسان حقوقي ميگويند اينها خلاءها يا حفرههاي قوانين ما هستند.
بايد حلش كرد. اگر نقص قانوني داريم بايد برطرفش كنيم.
يكي از ملزومات توسعه قوانين مناسب است.
ما شكي نداريم كه مشكلات قانوني بايد حل شوند. هر چند قانون به صورت كلي مشكلي براي توسعه معادن ندارد.
يكي از راههاي حضور بخش خصوصي در معادن واگذاري در بورس است. با اين روش ميتوان آهسته آهسته بخش خصوصي را وارد عرصه كرد. در حالي كه اين امر چندان پيگيري نشده است.
اينجا نظر من بر عكس شما است. راه حل خصوصيسازي همين است. دولت در آنجايي كه سرمايهگذاري كلان ميخواهد و به طور طبيعي بخش خصوصي هم تكليفي براي توسعه ندارد ما وارد شويم. نميشود گفت كه بخش خصوصي وظيفه توسعه كشور را بر عهده داشته باشد. اصلا منصفانه نيست. اين وظيفه پس بر عهده كيست؟ من ميگويم در اينجا بر عهده دولت است. حالا زماني كه پروژه به بهرهبرداري رسيد و تبديل به شركت شد، وارد بورس شود و همه سهام آن در اختيار مردم قرار گيرد.
آقاي مهندس خواه ناخواه، دولت بخشي از وظايفش را گردن بخش خصوصي انداخته، در طرح جامع فولاد، دولت توليد 20ميليون تن فولاد را تقبل كرده و به طور اتوماتيكوار 9ميليون تن آن به طرف بخش خصوصي هل داده شده است. درست است كه بخش خصوصي تعداد غير قابل باوري مجوز تاسيس اخذ كرده اما اينكه چه تعدادي به بهرهبرداري ميرسد و اهداف كلان فولاد را محقق ميسازد، مهم است.
ببينيد، ما آن رقم را به گردن بخش خصوصي نگذاشتيم. ما گفتيم، 20ميليون تن را ماتوليد ميكنيم، فلان قدر را بخش خصوصي و گرنه خودمان هم ميدانيم كه بخش خصوصي نميتواند. ما هم بودجه كم داريم. واقعيت اين است كه در توسعه دولت بايد اجرا كند چون زمان براي ما مهم است. ما كه 20 و 30سال وقت نداريم كه حالا در اين مدت تمام آن را بخش خصوصي بر عهده گيرد اگر آن طور بود همه تعهد را به آن بخش ميسپاريم. ما اگر در برنامه چهارم توسعه بخواهيم به ظرفيت 29ميليونتن فولاد برسيم. بايد يكي موتور توسعه را روشن كند و با تمام قوا حركت كند. بعد كه به مرحله بهرهبرداري رسيد تبديل به شركت شود و سهامش در بورس به مردم عرضه شود و مردم هم سودش را ببرند.
پس به نظر شما ابتدا اين دولت است كه بايد سرمايهگذاري كند.
بله و اگر اين پروسه واقعا انجام شود، مملكت توسعه مييابد و مردم در پروژهها مشاركت ميكنند. ببينيد اگر اصل 44 به ما اجازه دهد و سهام فولاد مباركه را عرضه كنيم به راحتي ميتوانيم سرمايهگذاري مجدد كنيم و همين پروسه را به طور مداوم انجام دهيم. حال اگر در آن اصل گير بيفتيم، كار خاصي انجام نميشود.
آقاي هراتي قرار بود تا پايان برنامه سوم، تمام شركتهاي تحت پوشش ايميدرو واگذار شود مسوولان رده بالاي ايميدرو هم به كرات در مصاحبهها اين موضوع را يادآور ميشدند. اين كار كه در برنامه سوم عملي نشد. حال به برنامه چهارم آمده اگر روزي تمام شركتهاي اين سازمان واگذار شود، ايميدرو چه تكليفي پيدا ميكند؟ منحل ميشود؟ يا به يك اداره تبديل ميشود؟
هيچي وظيفه تمام ميشود. همه ما ميرويم. ادعاي ديگري كه نداريم. در حقيقت آن شركتهايي كه فروش نرفته مثل فولاد آذربايجان وضعيت به خصوصي دارد. ببينيد آن واحد را ما با سرمايه 80 ميليارد توماني راهاندازي كرديم. اگر يك واحد ذوب هم كنار آن كارخانه احداث كنيم و به صورت كمپلكس درآيد، سهامش ارزش پيدا ميكند. ميخواهم بگويم علت فروش نرفتن برخي از شركتها همين است.
ما همواره در خبرها از مسوولان ميشنويم كه ذخاير شناخته شده معدني ايران 55 ميلياردتن است و 4ميلياردتن ذخيره سنگآهن داريم و... در صورتي كه نگاه كارشناسان از بيرون به گونه ديگر است. مثلا دكتر شكرچي استاد دانشگاه، محقق و پژوهشگر بينالمللي مقيم آمريكا با 35 سال سابقه كار در اين ارتباط گفته اين ارقام براي سرمايهگذار خارجي اصلا جذاب نيست. چرا كه قطعي بودن ذخاير معلوم نيست. در صورتي كه سرمايهگذار تا 50سال آينده را بايد رصد كند. حال اين آماري كه در معدن و بسياري از بخشهاي كشور وجود دارد قابل استناد نيست. مثلا آمار ذخاير معدني را روسها در دهه 30 و 40 استخراج كردهاند و كار جديدي روي آنها انجام نشده است. هر چند ما فعاليتهايي در زمينه ژئوفيزيك هوايي داشته و داريم. با اين حال همواره به آمارهاي 3دهه پيش استناد ميكنيم كه به روز نشدهاند.
ما به بحث سازمان زمينشناسي كه دارند نقشهبرداري و اكتشاف ميكنند كاري نداريم. ما در شركت تهيه و توليد مواد معدني هم بحث اكتشاف داريم كه در حال انجام است. مس، آهن از آن جمله به شمار ميآيند. در اينجا ما براساس اكتشافات انجام شده خودمان رقم ميدهيم نه براساس احتمالات. بله، آن صحبت هم درست است. مملكت ما هنوز بانك اطلاعات و نظام آماري درست و حسابي ندارد. حتي در سيستم خودمان هم مشكل داريم.
همه يك حرف نميزنند. خود من از سازمان يك عددي ميگيرم. از شركت فولاد يك عدد ديگر از فولاد مباركه عددي ديگر. به هر حال كار بايد انجام شود. در ايميدرو اكتشافات مجموعه خودمان را ملاك عمل قرار دادهايم چون داريم هزينه ميكنيم. دستگاههاي جديدي از سوي شركت تهيه و توليد وارد كشور شده است. حداقل طوري عمل ميكنيم كه در جاهايي كه سرمايهگذاري كرديم، مثبت عمل كنيم.
براي ارايه اطلاعات دقيق در مورد فلزات اساسي، زمانبندي كردهايد تا اطلاعات قطعي بدهيد؟ و سرمايهگذارهاي بزرگ بيايند
ببينيد من با همان ديد اوليه كه گفتم، دنبال اينكه سرمايهگذار بزرگ و سرمايه گذاري بزرگ بيايند، نيستم. آنها پولهاي هنگفت نميآورند.
خارجي باشند، چهطور؟
خب، خارجي هم كه باشند، مثل مساله شركت ريوتينتو ميشود، كه چه جنجالي سر گواهي كشف (معدن طلاي ساريگوني) راه انداخت. 11ميليون دلار هم هزينه كردهاند. ميبينيد كه در هر حالتي ممكن است دچار دردسر شويم. يك سرمايهگذار كويتي چند روز پيش به من گفت، شما ايرانيها نفر به نفر آدم خوب و فعالي هستيد اما به محض اينكه كار جمعي پيش ميآيد، خراب ميكنيد.
آقاي هراتي، ايران پس از چند دهه توليد فولاد توان ساخت كارخانه فولاد را به دست آورده است؟
من ميگويم بله. در ايران اتفاقا جزو اولين مجموعههايي بوديم كه بدون سر و صدا و تبليغ دانش فني ساخت كارخانه فولاد را در بخش گندلهسازي، احياي مستقيم فولادسازي و نورد داريم. اما آنقدر كارخانه فولادسازي احداث نميشود كه ما اين توان ساخت را به پروژه ملي تبديل كنيم. تا سالهاي قبل ما تنها يك دستگاهي وارد ميكرديم و فقط ميتوانستيم با آن كار كنيم. در ابتدا در ذوب آهن اصفهان تمام عمليات توليد در اختيار روسها بود و پرسنل ايراني فقط در حد نگاه كردن ميتوانستند جلو بروند. حتي اجازه دست زدن به تجهيزات را نداشتند.
بعد از انقلاب اين جريان تغيير كرد و اكنون كل توليد از طريق نيروهاي خودمان انجام ميشود. در كارخانهسازي هم توان ساخت پيدا كردهايم، حتي نقشههاي احياي مستقيم و ميدركس كه تكنولوژي آمريكايي داشت، را به داخل آورديم و اخيرا توانستهايم براي ظرفيتهاي بالا نيز ليسانس آن را بگيريم. اينها كار بزرگي در مجموعه فولادسازي به حساب ميآيند.
دنياي اقتصاد