گفتگو با مدير بخش فولاد سازمان توسعه و نوسازي معادن و صنايع معدني
پيوستن به WTO هيچ ضربه اي به صنعت فولاد نمي زند
سالهاست كه حضور در بازار رقابتي را تجربه مي كنيم
توليد فولاد كشور امسال به 10 ميليون تن مي رسد
اشاره :
ايران از جمله كشورهايي است كه به دليل مزيتهاي متعدد از جمله وجود انرژي و سنگ آهن فراوان قادر به توسعه ظرفيتهاي توليد فولاد خود است . اگر چه در سالهاي اخير در بخش فولاد اقدامات مناسبي انجام شده و در اين 15 سال توليد ما 10 برابر شده اما هنوز براي توسعه در اين بخش راه طولاني در پيش داريم .
عبداله اغرازي مدير بخش فولاد شركت توسعه و نوسازي معادن و صنايع معدني معتقد است كه بايد بسرعت و بدون فوت وقت در فولاد سرمايه گذاري كنيم و مطمئن باشيم كه در نهايت برنده خواهيم بود .
هنگامي كه از او درباره تاثير رقابت شديد بين المللي بر توليد داخلي مي پرسيم مي گويد :
سالهاست كه به اين روند عادت كرده ايم و اين چيز جديدي نيست . ما سالهاست كه با قيمتهاي « دمپ شده » آسياي ميانه مبارزه مي كنيم .
مشروح اين گفتگو را در ادامه مي خوانيم :
• آقاي اعزازي چشم انداز توليد فولاد را در ايران چگونه مي بينيد ؟ به نظر شما ما در اين بخش داراي مزيت نسبي هستيم؟
مزيت نسبي را با نهاده هاي فولاد و نيازهاي زير بنايي فولاد مي سنجند و ما در اين زمينه ها حرفهايي براي گفتن داريم . دو نهاد اصلي براي توليد فولاد ، سنگ آهن است وانرژي و در اين دو زمينه ما خوشبختانه پتانسل خوبي داريم . در زمينه انرژي نزديك به 20% ذخاير گاز دنيا را در ايران داريم . با پروژه هايي كه در عسلويه تعريف شده امكان دستيابي و استفاده از اين انرژي الان فراهم شده ، در سنگ آهن هم به لحاظ آماري ما 1% ذخاير دنيا را داريم ولي با اكتشافات جديد مطمئنيم كه اين ذخاير روبه افزايش است . چون آمارها نشان مي دهد كه ذخاير بيش از آن حدي است كه قبلا" برآورد شده بود پس به اين نتيجه مي رسيم كه مطمئنا" ما از يك درصد هم فراتر خواهيم رفت . با توجه به اينكه يك درصد جمعيت دنيا را هم داريم مي توانيم بگوئيم از متوسط دنيا ، سنگ آهن مان بيشتر است . اين ها نهاده هاي اصلي هستند اما به لحاظ نيازهاي ديگر صنعت فولاد ما تجربياتي در صنعت فولاد داريم و ازجمله بوجود كارخانجاتي كه قبلا" نصب كرديم و راه انداختيم و به اينكه بعضي از تكنولوژي هاي صنعت فولاد را بومي كرديم. نمونه اش مثلا" طرح زمزم است و فولاد خوزستان يا كوره بلندهاي ميبد و زاگرس . در زمينه ساختن كوره هاي قوس و كوره هاي پاتيلي ، ريخته گري ها و نورد ، الان تجربياتي داريم و مي شود گفت كه اينها بومي شدند . دانش مديريت اين كارخانه ها را داريم . بالاخره به لحاظ حمل و نقل ريلي و جاده اي مشكلاتي داريم ولي پتانسيل هايمان خوب است . اگر كنار قضيه اين مطلب را هم بگذاريم كه بازار داخلي خودمان بازار رو به رشدي است با توجه به اينكه برنامه توسعه داريم ، همچنين بازارهاي اطرافمان ( به اصطلاح رينگ اول ) اگر نگاه بكنيد ( به جزء تركيه ) تقريبا" مي شود گفت هيچ كشوري توليد فولاد ندارد . همه نيازمند هستند . در رينگ دوممان كه هند جا مي گيرد بازار بسيار بزرگ و روبه رشدي است . به لحاظ بازار هم ما مشكل نداريم . من به صنعت فولاد و آينده اش در ايران كالا" اميدوار و خوشبين هستم .
• بخش هايي كه در سطح جهان درمورد فولاد مطرح مي شود مثلا" بحث مقياس توليد در كشورهاي صنعتي و كشوري مثل چين خيلي بالاست آيا ممكن نيست در آينده نه چندان دور آنها موفق شوند كه قيمتها را فوق العاده پايين بياورند و آن وقت فولاد ما غير رقابتي شود ؟ آنوقت ما در بازار داخل و هم در صادرات دچار مشكل نمي شويم ؟
البته ببينيد نمي توانيم اين مسئله را ناديده بگيريم . اين احتمال وجود دارد . اما من چند نكته را عرض مي كنم كه بدانيم كه اين مسئله هم زياد زياد نبايد باعث نگراني بشود . اگر خاطرتان بيايد سال قبل ما يك دوران قيمتهاي شديدا" پايين فولاد را گذرانديم كه معروف بود به دره مرگ . در آن زمان اسلب صادراتي به زير 130 دلار در تن هم رسيد در حالي كه سال قبل اسلب بالاي 500 دلار صادر كرديم ، قيمتها بسيار خوب شده بود . اين نشان مي دهد كه ما وقتي توانستيم آن مرحله را بگذرانيم كه قيمتها پايين بود حال آنكه خيلي كشورها نتوانستند از آن بحران جان سالم بدر ببرند هيچ دليل ندارد كه تصور بكنيم كه باز اين تجربه را نمي توانيم تكرار كنيم. يعني صنعت فولادمان به سلامت توانست از آن بحران بگذرد وآسيب جدي نبيند . درست است كه درآمدها و سودش كم شد . طرح هاي توسعه اش آسيب ديد ولي صنعت از پا نيفتاد و هيچ كدام از كارخانه هاي ما آسيب نديدند . نكته ديگر اين است كه ببينيد وقتي ما قيمتهاي تمام شده فولاد را در سطح دنيا مرور مي كنيم پايين ترين قيمت تمام شده فولاد متعلق به روسيه است و اكراين . سومش و چهارمش ما و استراليا هستيم پنجمش كشورهاي آمريكاي جنوبي هستند و همينطور رديف مي شود و گرانترينشان طبق ليست آمريكا و فيليپين است . به اين نكته هم شما توجه بكنيد كه ما الان به لحاظ توليد فولاد خودكفا نيستيم و هر ساله مقادير قابل توجهي فولاد وارد مي كنيم . كه سال گذشته اين رقم بالاي 5 ميليون تن شد . با گزارشهايي كه از گمرك گرفتيم اين واردات هم عمدتا از اوكراين و روسيه و يك مقدار هم از قزاقستان صورت مي گيرد كه عرض كردم اينها پايين ترين قيمتهاي فولاد را در دنيا دارند . طبيعتا آنهايي كه دارند مي فروشند به ما كه نزديكتريم راحتر مي توانند صادر كنند . مي خواهم بگويم علاوه بر حداقل قيمتهاي دنيا سالهاست كه قيمت داخلي بازار ما توسط واردات فولاد تعيين مي شود چون شوخي نيست . ما مثلا" سال گذشته 9 ميليون تن فولاد توليد كرديم 5 ميليون تن هم وارد شده يعني ميزان واردات بازار ما تعيين كننده است . واردات است كه تعيين مي كند قيمت ما چند باشد . بنابراين قيمت بازار ما دارد تعيين مي شود توسط پايين ترين قيمتهاي دنيا . يعني ما سالهاست كه به واسطه اين واردات سنگين داريم با پايين ترين قيمتهاي تمام شده دنيا رقابت مي كنيم . در واقع عادت داريم و چيز جديدي نيست . به همين دليل است كه اميدواريم در ادامه هم بتوانيم اين كار را ادامه دهيم .
• آيا پيوستن به WTO صنعت فولاد ما را دچار مشكل نمي كند ؟
ما هيچ نگران نيستيم . اتفاقي نمي افتد براي اينكه سالهاست ما داريم اين را به واسطه واردات سنگين با قيمتهاي پايين تجربه كنيم .
• اروپاييها گاهي ما را متهم مي كنند كه فولادمان به خاطر اينكه سوبسيدي است و از يكسري امكانات دولتي استفاده مي كند ارزان قيمت است اين آيا به نظر شما قابل قبول است ؟ البته اين را بيشتر غربي ها مي گويند براي اينكه شايد بازار را محدود كنند ؟
ببينيد كشورهايي كه اين نهاده ها ي مورد نياز فولاد را دارند . مثل ما كه مي گوييم سنگ آهن داريم و گاز ، به طور طبيعي اين سنگ آهن و گاز براي فولادسازها و مصرف كننده هاي داخلي ما ارزانتر درمي آيد . بايد اينطور هم باشد . ببينيد جاي ديگر هم همينطور است . سنگ آهني كه در استراليا به فولادسازهاي داخلي فروخته مي شود يا در برزيل كه در داخل مي فروشند همينكه هزينه حمل ندارد ارزانتر از صادراتشان در مي آيد . چادرملوي ما سنگ را به مباركه در 400 كيلومتري اش بدهد ارزانتر است يا مثلا بفروشد به چين . طبيعي است كه براي چين گرانتر در مي آيد . بنابراين نمي توانند بگويند كه چرا چادر ملوي ما سنگ ارزانتر به مباركه مي دهد . قيمتش هم اين است همينجور قيمت هم مي فروشد حتي گرانتر هم مي دهد. مثلا" قيمتي كه به چين مي دهد ارزانتر هم ميدهد ولي خب حمل آن گرانتر است . بايد ببرد تا بندر آنجا باركشتي بشود و تخليه بشود به طور طبيعي اين گرانتر در مي آيد . جاي ديگر دنيا هم همينجور است . و اين در واقع تعريض مزيت است نه سوبسيد ، و نه بايد با همديگر اشتباه كنيم . يعني دولت پولي به چادرملو نمي دهد كه ارزانتر به مباركه يا اهواز سنگ بدهد . اين ديگر مزيت است . به طور طبيعي براي هند و چين اين سنگ گرانتر در مي آيد براي مصارف داخلي ما ارزانتر درمي آيد همه جاي دنيا هم همينجور است .
• جناب آقاي اعزازي اگر اشتباه نكنم سال 83 توليد فولادمان حدود 9 ميليون تن بود . امسال فكر مي كنيد اين رقم به چه قدر مي رسد ؟
به 10 ميليون تن .
• به 10 ميليون تن بدون بخش خصوصي ؟
من توضيح ميدهم . ببينيد در آماري كه از فولاد ارائه مي شود ما معمولا" دو نوع طبقه بندي داريم . يك طبقه بندي فولاد خام است كه منظور ما از فولاد خام ، شمش است كه توليد مي شود . يك طبقه بندي هم محصول نهايي است كه منظورمان ورق است . سرد و گرم . ميل گرد و تيرآهن و محصولاتي كه قابل عرضه در بازار و براي مصرف كننده است . در سالهاي اخير با تشويقي كه در واقع از بخش خصوصي شده كه بيايد سرمايه گذاري در صنعت فولاد بكند استقبال بالايي خوشبختانه صورت گرفته ولي عمدتا" بخش خصوصي ما آمده كارش را در بخش نورد شروع كرده و اين كاملا" هم منطقي و طبيعي است . همه جاي دنيا هم همينجور است . يعني كسي كه مي آيد شروع مي كند به سرمايه گذاري در فولاد اول از همه از نورد شروع مي كند . اگر بتواند شمش از كارخانه دولتي بخرد يا وارد بكند ، محصولش را مستقيم به بازار عرضه كند ، ارتباط با بازار داشته باشد . و اين بازار در كنترل دولت و يا كسي نباشد . اين مي تواند در بازار جنس خودش را بفروشد و درآمدي ايجاد كند براي خودش . اغلب همكاريهايي كه از بخش خصوصي آمد در صنعت فولاد سرمايه گذاري كرده شد از نوردها شروع كردند ، به طور طبيعي حجم زيادي هم شروع شده به طوري كه الان ما ديگري مي گوييم سرمايه گذاري در نورد بعد از اين انجام نشود .
• يعني دولت وارد نشود يا بخش خصوصي ؟
دولت كه سالهاست سرمايه گذاري در نورد را در كنار گذاشته و از برنامه سوم اعلام كرده ديگر در نورد سرمايه گذاري نمي كند .
اينها كه با نورد شروع كردند بعد از مدتي به اينجا مي رسند كه اگر خودشان و هم جنس توليد كنند برايشان به مراتب اقتصادي تر است تنوع محصولشان هم بالاتر مي رود . لذا مي آيند به سراغ فولاد سازي . در دنيا هم همين اتفاق مي افتد بنابراين تعدادي از همكاراني كه با نورد شروع كردند دارند مي آيند سمت فولاد . منتهي ظرفيتهايي كه الان دارد در فولاد كار مي شود حجم قابل توجهي نيست و كم است برعكس نورد كه خيلي زياد است ماكاملا" اميدواريم كه در واقع سرمايه گذارهاي بيشتري بيايند در فولاد سرمايه گذاري كنند . در حال حاضر بيش از 5/2 ميليون تن در سال ظرفيت در نورد بخش خصوصي ايجاد شده و سال گذشته تقريبا" 2/1 ميليون تن محصول توليد كردند و بيش از 5 ميليون تن ظرفيت هم در در دست احداث دارند .
• آيا بخش خصوصي كه شمش توليد كند داريم ؟
بله . مثلا" در ملاير فولادآلياژي ملاير راه افتاد ولي توليدش خيلي كم است .
• اينكه در اردبيل بهره برداري شد چه ؟
نورد است . فولاد سازي آن هنوز راه نيفتاده . مثلا" همين اردبيل الان فولاد سازي مي خواهد بزند . در همدان مي خواهند بزنند در همدان و شيراز و يزد هم مي خواهند بزنند ولي اينها هنوز به بهره برداري نرسيدند يك تعداد هنوز كار دارند . اينها را اگر جمع كنيد ظرفيتهايشان حدود 5/1 ميليون تن مي شود . 5 ميليون تن نورد هم حداقل دارد كارهايش انجام مي شود و سال آينده به بهره برداري برسد . نكته ديگري كه در اين قضيه مي توانيم بگوييم اين است كه در واقع همان زمان هم كه واحدها عمدتا" دولتي بودند و حالا هم هستند ولي بخشي از واحدها با شراكت بخشهاي غير دولتي درست شده مثلا" آلياژي يزد الان سهم سازمان توسعه به عنوان نهاد دولتي كمتر از 50% است . يا در فولاد خراسان به همين ترتيب . در نورد و لوله اهواز به همين ترتيب . درواقع آنها واحدهايي هستند كه دولتي نيستند متعلق به بخش عمومي يا خصوصي هستند . نكته ديگر اين است وقتي كه ما اين روند را ملاحظه كرديم آمديم در برنامه چهارم توسعه حجم قابل توجهي از ظرفيت سازي برنامه را به عهده بخش خصوصي گذاشتيم . به عنوان مثال دو تا واحد فولادسازي 800 هزار تني در يزد پيش بيني كرديم دليلش هم اينجا بود كه سنگ آهن در منطقه است فكر كرديم اگر دو تا فولاد سازي نزديك سنگ آهنها زده شود اقتصادي تر مي تواند كار كند . بطور مثال يك شركت بخش خصوصي آمده يكي از واحدها را مي خواهد در شهرستان بافق ايجاد كند . شركتش هم ثبت شده معدن مورد نياز هم گرفته و كار را آغاز كرده يا دو شركت ديگر آمدند در منطقه اردكان در واقع كارخانه بعدي را هم احداث كنند يا در زرند كرمان ما يك پيش بيني كوره بلند كرده بوديم . بخش خصوصي شركتش را ثبت كرده مشغول شده .در سيرجان يك شركتي آمده و حتي قرارداد هم بسته و مشغول شده است . در بندر عباس پيش بيني كرديم براي سرمايه گذاري مستقيم خارجي . حداقل تا به حال دو شركت آمدند و كارها را شروع كردند كه خبر «تاتااستيل » را هم فكر كنم چند روز قبل شما شنيديد ، قبلش هم استاراستيل هند آمده بود چون عملا" كارهاي اجرايي اش را هم آغاز كرده . مي خواهم عرض بكنم كه در برنامه هايمان در برنامه هم پيش بيني كرده بوديم كه حجم زيادي توسط بخش خصوصي و سرمايه گذاري خارجي انجام شود كه داريم به نتيجه مي رسانيم .
• مي توانيم يعني بگوييم كه دولت برنامه اي براي توسعه بخش فولاد خودش ندارد ؟
نه . همچنين چيزي نيست . هنوز هم بخش قابل توجهي از برنامه هاي فولاد توسط دولت انجام مي شود . چون عرض كردم آن استقبالي كه بخش خصوصي كرده هنوز كفايت نمي كند . استقبال خوب است رو به رشد است . ولي هنوز نيازهاي مملكت را جواب نمي دهد .
• فكر مي كنيد با توجه به تجربه اي كه داريد ما مي توانيم در بخش فولاد واگذاري به بخش خصوصي داشته باشيم ؟
اين در برنامه سوم پيش بيني شده كه البته در زمينه فولاد مي توانيم بگوئيم كه بخشي از حق اولويت نورد و لوله واگذار شد و فكر مي كنم دو تا معدن هم بالاخره سهمشان واگذار شد . البته در بقيه زمينه ها نه واگذاري چنداني ما در فولاد نداشتيم . ولي تعدادي از شركتهاي ما كارهايشان را انجام دادند و به سازمان خصوصي سازي معرفي شدند كه بروند در بورس مثل فولاد آذربايجان . اين روند ادامه دارد و قاعدتا" در برنامه چهارم اين اتفاق مي افتد . يعني تعدادي از كارخانه هاي ما در بورس سهمشان عرضه مي شود. همينطور ما سه شركت بزرگ فولاد سازي داريم . يعني ذب آهن اصفهان ، فولاد خوزستان و فولاد مباركه . اينها هم مطابق اصل 44 قانون اساسي ممنوعيت دارند كه واگذار بشوند . ولي با مصوبات اخير تشخيص مصلحت اين راه باز مي شود . اين سه تا واحد هم كارهايشان را انجام دادند كه به محض اينكه در واقع اين مصوبه ابلاغ بشود اينها بياورند آرام آرام سهامشان را در بورس واگذار كنند . اين برنامه ان شاءاله در طي برنامه چهارم اتفاق مي افتد . هم زير بناهاي قانوني شان آماده مي شود هم زيربناهاي اداري وستادي آن كه تحول ان شاءاله اتفاق بيافتد .
• آيا بازنگري اصل 44 كه توسط رهبر انقلاب هم اعلام شد اين كار را تسريع مي كند ؟
در سه تا واحد بزرگ بله . قطعا" هم همينطور است .
• شما برنامه ويژه اي هم براي سرعت دادن به اينكار داريد ؟
دقيقا" . مقامات وزارتخانه و خود وزير هم دنبالش هستند .
• به طرحهاي توسعه بخش فولاد بپردازيم . در برنامه چهارم چشم انداز توليد فولاد براي پايان برنامه چهارم فكر مي كنم بالاي20 ميليون تن باشد اينطور نيست ؟
نزديك به 29 ميليون تن كه كل ظرفيت مملكت بشود
• آنوقت آيا ما براي اين برنامه عملي هم داريم ؟
ببينيد ما اين برنامه اي كه ريختيم در واقع واحدهايي هم كه تعريف كرديم در يك جدولي من خدمتتان مي دهم شما مي توانيد از اين استفاده كنيد ما مطالعاتي كه انجام داديم به اين نتيجه رسيديم كه نياز مملكت و تقاضاي فولاد روز افزون است و رو به افزايش . طبيعتا" به دليل در حال توسعه بودن ما اين اتفاق مي افتد . پيش بيني ما اين است كه در پايان برنامه در سال 88 تقاضاي فولاد داخلي ما نزديك 19 ميليون تن مي رسد . همينطور با روند صادراتي كه در سالهاي اخير داشتيم به عنوان مثال سال 83 ما 2 ميليون تن فولاد صادر كرديم . پيش بيني ما اين است كه اين رقم به بيش از سه ميليون تن در سال خواهد رسيد . بنابراين اين رقم را كه روي هم بگذاريم يعني رقم مصرف داخلي و صادرات به رقمي حدود 22 ميليون تن مي رسيم . لذا ما برنامه اوليه مان اين بود كه بيائيم هدف گذاري بكنيم و واحدهايي را تعريف كنيم كه كل ظرفيت فولاد سازي مان برسد به 22 ميليون تن در سال . در اين مقطع دوستان در وزارت نفت مطرح مي كردند كه ما حجم زياد سرمايه گذاري در عسلويه كرديم . كه گازش استحصال شود . اين گاز براي صادرات هم پيش بيني شده . حجم قابل توجهي از اين گاز مي بايد صادر شود . ولي خب الان امكانات صادراتي ما فراهم نيست . مثلا" خط لوله گاز ما به هند هنوز كار دارد . يا فكر مي كرديم با اروپا به تدريج صادرات راه مي افتد . عملا" تاخير در اين امر وجود دارد . بنابراين گازي كه در عسلويه توليد مي شود امكان صادراتش فعلا" كم است به اندازه اي كه پيش بيني مي شود وجود ندارد . راه حلي كه دوستان پيشنهاد مي كردند اين بود كه حجمي از اين گاز صادراتي كماكان در داخل مملكت مصرف كنيم . مصرف را بالا ببريم و محصولات ديگري را توليد كنيم كه گاز خورند ( مصرف كننده گاز هستند ) و آن محصول به جاي گاز صادر بشود . به عنوان مثال به ما پيشنهاد مي كردند كه شما بياييد توليد فولادتان را ظرفيتش را بيشتر ببينيد اين گاز را مصرف كنيد فولاد صادر شود . اين گاز را مصرف كنيد آلومينيوم و سيمان صادر شود . و اين تيپ صنايع را اسمش را گذاشتند صنايع انرژي بر . ما اين را در سازمان توسعه مطالعه كرديم و بعد از جلسات متعدد و جمع بندي نتيجه اين شد كه ما نزديك به 7 ميليون تن به برنامه چهارم در اين زمينه اضافه كرديم ولي گفتيم ما 7 ميليون تن ديگر تعريف مي كنيم . اينها گاز مصرف كنند و معادل 7 ميليون تن صادر شود پس مي توانيم بگوييم كه صادراتمان به 10 ميليون تن مي رسد . يعني ما 19 ميليون تن مصرف داخلي پيش بيني كرديم براي پايان سال 87 و10 ميليون تن صادرات . كه از 10 ميليون تن صادراتش ، 7 ميليون تن آن انرژي بر است و بعدا" اضافه شد . بنابراين ما كل برنامه را روي 29 ميليون تن بستيم . اين 29 ميليون تن واحدهايش را تعريف كرديم. يعني واحدهايي كه مثلا" دولتي هستند مثل ذوب آهن اصفهان ، مثل فولاد صبا ، مثل فولاد مباركه مثل فولاد خوزستان ، گروه ملي ، آذربايجان ، هرمزگان را . تعريف كرديم اينها اولا" چقدر افزايش ظرفيت دارند . واحدهاي دولتي ما در برنامه چهارم 5 /6 ميليون تن افزايش خواهند داشت . علاوه براين ما تعدادي واحد داريم كه دولتي ها با غير دولتي ها شريكند خصوصي – دولتي هستند . مثل فولاد خراسان ، آلياژي ايران ، نورد و لوله ميبد زاگرس ، فولاد جديد خوزستان در اهواز ، فولاد تربت حيدريه . جمع اينها حدود 4 ميليون تن است . همين طور ما براي اينكه سرمايه گذاري مستقيم خارجي هم در اين برنامه ديده شده باشد فولاد استار و تاتا را در بندر عباس پيش بيني كرديم . البته اينها در عمل ممكن است يك خرده بالا و پايين بشوند . مثلا" تاتا از 5/1 ميليون تن مي خواهد برنامه ريزي كند تا 3 ميليون تن . ما 5/1 پيش بيني كرده بوديم . اينها چيزهايي بودند كه ما انرژي برها را بيشتر ديده بوديم به عنوان انرژي بر كه مثلا" بيشتر هم جايي زده باشند كه براي صادرات پيش بيني شود . همينطور طرحهاي بخش خصوصي ديگر هم داريم كه براي داخل پيش بيني شوند نه براي صادرات . مثل سمنگان .
• به نظر شما ما در چهار سال مي توانيم اين ظرفيت عظيم را ايجاد كنيم ؟
ببينيد پتانسيلش موجود است . به شرطي كه منابع مالي آن فراهم شود . ما در برنامه سوم هم ديديم هر جا منابع مالي فراهم شد( در غالب فاينانس ، بودجه دولتي ، تسهيلات بانكي ) كار ما سرعت گرفت و به نتيجه رسيد . ولي خب در طي برنامه سوم حداقلهاي قيمت فولاد و بحران فولاد را هم گذرانديم . يعني مقاطعي درآمد فولاد از دست رفت براي اينكه طرحهايي كه در دست دولت است با منابع داخلي سازمان و درآمد شركتها دارد انجام مي شود و دولت ديگر به آن صورت سرمايه گذاري نمي كند . وقتي كه قيمتها مي آيد پايين ، كه كم كم درآمد شركتها از دست مي رود و كار دچار وقفه مي شود ولي اگر منابع مالي تامين باشد قطعا" اينها قابل انجام است . يك دليل اينكه ما حجم زيادي را به عنوان انرژي بر معرفي كرديم كه بخش خصوصي بيايد سرمايه گذاري كند و سرمايه گذاري خارجي همين است اين بود كه ما فكر مي كنيم منابع سازمان توسعه و شركتهايش و منابعي كه از دولت مي گيرد اين محدود است . با اين منابع قطعا" نمي شود . لذا حجم بالايي پيش بيني كرديم كه سرمايه گذاري خارجي انجام شود . سرمايه شركت « استار» و شركت «تاتا» . باز هم هستند و دارند مي آيند مذاكره كنند ان شاءاله قرارداد مي بنديم . اگر بخش خصوصي بيايد با آنها اينكار شدني است .
• اين كارخانه ها بيشتر در كدام منطقه شكل مي كرديم ؟
آنهايي كه براي انرژي برها صادرات پيش بيني شدند درجنوب هستند . بهترين نقطه به نظر ما بندرعباس است . كه زير بناهاي آن فراهم است آب است و برق است . در كنار آب هستند . اينها مي توانند از بنادر نزديكشان صادارت داشته باشند و يا مواقع لزوم واردات مواد اوليه داشته باشند . اسكله هم آنجا موجود است . البته بعد از صادرات ما در جنوب عمدتا" پيش بيني كرديم . مثلا" در منطقه آذربايجان پيش بيني كرديم صادرات به آذربايجان ، عراق ، ارمنستان و يا منطقه خراسان در نيشابور تركمستان و افغانستان صادر كند . به نوعي آنهايي كه نزديك مرزند توسعه صادراتي دارند . در واقع بيشتر منطقه جنوب براي اينكار است . من دو سه نكته اي ديگر هم در برنامه چهارم بگويم . در برنامه چهارم ما پيش بيني هاي ديگري هم كرديم . به عنوان مثال پيش بيني كرديم با توجه به اينكه منابع سنگ آهن داريم در برنامه چهارم تمام سنگ آهن مورد نياز از داخل تامين بشود و سنگ آهن وارد نكنيم . لذا آن تعداد معادني كه لازمند توسعه پيدا كنند و سنگ آهن مورد نياز برنامه چهارم توسعه شان در به برنامه ديده شده ولي ما در واقع متكي به 100% سنگ آهن داخلي خواهيم بود . لذا معادن لازم در زمينه سنگ آهن و زغال سنگ تعريف شدند كه بايد تجهيز بشوند آماده شوند و مواد اوليه مورد نياز را تامين كنند . همينطور در بحث بومي كردن تكنولوژي عرض كردم كه ما در واقع بخش بزرگي از تكنولوژي را بومي كرديم بقيه را هم تلاش مي كنيم . مشاورين مهندسي توانمند ، پيمانكارهاي قوي ، سازندگان كاملا" با كيفيت كه بتوانند از اين صنعت هم در احداثش هم در بهره برداري پشتيباني بكنند . همينطور الان داريم تلاش مي كنيم با وزارت نيرو ، وزارت نفت ، وزارت راه كه هرجا كمبود مسائل زيربنايي داريم فراهم شود حمل و نقل ريلي و جاده اي ، گاز و برق و آب و ... در واقع دنبالش هستيم كه فراهم شود . اينها را بعنوان اهداف كيفي برنامه چهارم توسعه در نظر داريم . اين را اضافه بكنم كه علاوه بر مسائل زيربنايي مي دانيد كه صنعت فولاد نياز به نسوز ، الكترودگرافيكس و فروآلياژهادارد كه آنها را هم از بخش خصوصي تهيه مي كنيم . ما حجم زيادي آهك مي خواهيم كه خوشبختانه در كشور است ولي معادنش بايد تجهيز و آماده شود و همه اينها را ما تعريف مي كنيم ، تبليغ مي كنيم تشويق مي كنيم تا توسط بخش خصوصي انجام شود نه دولتي .
• آيا واردات فولاد براي اين برنامه ها زيانبار نيست ؟
در واقع اين واردات چون سالها ادامه دارد و ما عادت كرديم تا با اين قيمتهاي ارزان رقابت كنيم ، قاعده تاثير ندارد . البته ببينيد همه دنيا اينجوري هست و هر جا هم كه احساس خطر كردند مثل اروپا و آمريكا يك مقدار تعرفه روي محصولات وارداتي از اكراين و روسيه بستند . البته بقيه از ما سختگيرانه تر عمل مي كنند . سهميه مي گذارند كه صنعت داخلي شان آسيب نبيند . ما هم اينجا بايد كنترل بكنيم . چون يك وقتهايي اينها ( روسيه ، اكراين ، قزاقستان ) انتحاري عمل مي كنند . نمي گوييم كنترل ها اقتصاد آزاد را محدود بكند ، ولي خب بالاخره و بايد مراقبت از صنعت داخلي هم كرد .
• شما فكر مي كنيد كشورهايي مثل اوكراين و روسيه و قزاقستان تا چند سال ديگر مي توانند فولاد ارزان توليد كنند ؟ آيا اين روند مستمر است ؟
قاعدتا" نه چون آنها كارخانه هايشان قديمي است كم كم مجبورند نوسازي بكنند سرمايه گذاري بكنند اينها باعث مي شود كه نتوانند به اين روند ادامه بدهند ولي با توجه به اينكه آنها ذخاير بالاي انرژي دارند كارخانه ها اغلب نزديك معادن سنگ آهن است . و سنگ ها هم مال خود كارخانه هاست و حمل و نقل آنها معمولا" ارزانتر است اما بالاخره قيمت آنها قاعدتا" بالاتر مي رود و مثل حالا نخواهد بود .
طرح هاي فولادي به منظور دستيابي به اهداف توسعه صنعت در برنامه پنجساله چهارم توسعه ( اعداد برحسب تن )