گفتگو با مدير سيمان سازمان توسعه و نوسازي معادن و صنايع معدني
سيمان اقتصادي ترين محصول صنعتي ما است .
عباس شرفي مدير سيمان سازمان گسترش و نوسازي معادن و صنايع معدني ايران از مديران با سابقه اين بخش است . وي معتقد است كه وظيفه ما توليد هر كالايي با هر قيمتي نيست بلكه بايد بدنبال كالايي برويم كه مزيت نسبي دارد . مثلا" شايد ضروري نباشد كه ما كالاي پيچيده را كه در آن مزيت نسبي نداريم با صرف سالهاي وقت توليد كنيم و بالعكس صرفه ما اين باشد كه كالايي ساده را بطور مثال از خاك توليد كنيم.
وي معتقد است ، سيمان در ايران آنقدر ارزان تمام مي شود كه قادريم آنرا به هر كجاي دنيا كه لازم باشد صادر كنيم .
مشروح اين گفتگو را در ادامه مي خوانيد :
• آقاي شرفي ، سازمان توسعه و نوسازي معادن و صنايع معدني ( ايميدرو) در حال حاضر چه تعداد كارخانه سيمان را تحت اختيار خود دارد ؟
ايميدرو در سالهاي اخير اقدام به واگذاري كارخانه هاي دولتي كرده است . اين واگذاري ادامه پيدا كرده و سازمان توسعه و نوسازي معادن و صنايع معدني در حال حاضر فقط دو كارخانه بيشتر در اختيار ندارد . و بيش از 7 كارخانه را واگذار كرده است .
• اين هفت كارخانه را طي چه مدت واگذار كرده ؟
از سال 81 تا كنون
• آيا سازمان توسعه و نوسازي در وظايف جديدش احداث كارخانه سيمان را ديده است ؟
در حقيقت آن رسالت عوض نشده . در آن زمان هم اين بوده كه كارخانجات سيمان احداث و به بخش خصوصي واگذار بكند . حالا اين احداث كارخانه به شكلهاي مختلف بوده در جاهائي كه بخش خصوصي وارد نمي شد اقدام كرده است . در بعضي از جاها با مشاركت بخش خصوصي و در بعضي از موارد هم مستقيما" بخش خصوصي را ترغيب به سرمايه گذاري شده منتهي ما كمكهاي فني و تخصصي و اطلاعاتي به آنها داده و اين روند خوشبختانه ادامه دارد . البته هنوز هم در بخشي از نقاط كشور هست كه سازمان توسعه بطور كامل سرمايه گذاري مي كند مثل مناطق محروم . بطور مثال در زابل احداث يك كارخانه سيمان را شروع كرديم انجام بدهيم ، البته درصدي از آن را به بخش خصوصي واگذار كرديم اما بخش خصوصي نتوانست بيايد . از طرفي حدود 8 الي 7 تا از استانهاي كشور هم هنوز كارخانه سيمان ندارند و ما داريم اين تعادل را سامان مي دهيم ، همه دسترسي به اين كالاهاي استراتژيك داشته باشند . و مقدمتا" بگويم كه قبل از ايجاد كارخانجات سيمان يك تعريف شناخت مواد اوليه سيمان هم انجام داديم و يكسري پروژه هاي تحقيقاتي را در كشور شروع كرديم . 7 الي 8 استان را قراردادهايشان را بستيم و بقيه هم در حال پيدا كردن مشاور و واگذاري كارخانه ها هستيم و مقصدمان هم اين است كه بعد از اينكه كل استانها شناسايي شدند ، از لحاظ مواد اوليه ،بعد از نظر زمين شناسي و لايه هايي كه مي تواند مواد اوليه مناسبي مطابق محاسبات سيمان سازي داشته باشد آنها را از هم جدا كنيم و نقشه هايش را در اختيار عموم قرار دهيم . بطوريكه هر سرمايه گذاري در هر زمان قصد سرمايه گذاري داشت از اتلاف سرمايه به دليل ندانستن محل كارهاي اكتشافي جلوگيري شود .
• سازمان توسعه (ايميدرو) الان چه تعداد كارخانه را در دست احداث دارد و ظرفيت آنها چقدر است ؟
عرض كنم در حال حاضر دو كارخانه در حال ساخت دارد كه هر كدام ظرفيتشان يك ميليون تن در سال است . سه كارخانه نيز در اختيار دارد كه يكي در زابل است و ديگري در گلستان و يكي هم در نهاوند . اينها هم ظرفيتشان هر كدام يك ميليون تن است . يكي دو تا طرح جديد دارد كه يكي از طرحهايش طرح سيمان دريا در شمال استان هرمزگان است كه ظرفيتش دو ميليون تن در سال است و سيمان سراب در آذربايجان شرقي كه آنهم احتمالا" ظرفيتش دو ميليون تن در سال مي شود . علاوه بر اينها يكي دو تا كارخانه هم در خارج از كشور مي سازد كه در حقيقت آنجا انتقال دانش فني هم هست و يكي از اين كارخانه ها نزديك به 50% پيشرفت دارد كه در سوريه واقع است و كارخانه ديگري قراردادش بسته شده در ونزوئلا است . البته طرحهاي متعددي هم از سوي كشورهاي ديگر درخواست شده است .
• آن سه كارخانه كه فرموديد كي به بهره برداري مي رسد ؟
طبق برنامه ريزي كه ما داريم اواسط 85 و اوايل 86 به بهره برداري مي رسد .
• جناب شرفي الان كه بخش خصوصي با قدرت آمده و در بخش سيمان دارد با استفاده از حساب ذخيره ارزي فعاليت مي كند به نظرتان فعاليت بخش دولتي هم به طور همزمان منطقي است ؟
عرض كنم كه اگر بخش خصوصي واقعا" سرمايه هايش را بردارد و بيايد در اين بخش شايد نياز نباشد كه دولت سرمايه گذاري كند و در حقيقت به سياستهايش در سرمايه گذاري در بخشهاي ديگري همت گمارد . اما همانطور كه درابتدا عرض كردم در بعضي از استانهاي ما اصلا" گرايشي از طريق بخش خصوصي براي سرمايه گذاري نمي بينيم . خصوصا" در مناطق محروم و دور افتاده . چون همانطور كه مستحضر هستيد بخش خصوصي براي سرمايه اش بيش از حد اهميت قائل است . البته بخش دولتي هم همينطور ، اما بخش خصوصي حساسيت ويژه اي درمورد محل سرمايه گذاري دارد با تعاملي كه امروزه در دنيا است و اطلاعات زيادي كه مردم در اختيارشان هست بسيار دقت مي كنند و معمولا" ريسك نمي كنند . همانطور كه اشاره كرديد در استفاده از حساب ذخيره ارزي گرايش بسيار خوبي بود . چون آن وامي كه از طريق حساب ذخيره ارزي داده مي شود وام طولاني مدت ، دير باز پرداخت و بهره اش بسيار پايين است . اين خيلي خوب است اما ما يك نگراني داريم كه بخش خصوصي ما به همان دليل كه ريسك پذير نيستند اين بخش ريالي را خوب خرج نمي كنند . و اگر واقعا" بخش خصوصي ما باز نخواهد به سرمايه دولت متوسل بشود من فكر مي كنم كه بخش دولتي مي تواند خود را از اين بخش كنار بكشد . اما با توجه به اينكه خوشبختانه كشور ما جزء كشورهايي است كه مواد اوليه سيمان در آن به ميزان زياد وجود دارد و در هر نقطه اي از اين كشور شما نگاه كنيد ما ميلياردها تن ذخيره داريم . در كنار اين انرژي خوب و ارزاني كه در اختيار داريم و نيروي انساني كه هر دو را اگر به عبارتي بگوئيم دو نوع انرژي : انرژي سوخت و نيروي انساني شايد خوب باشد كه ما هم در دولت و هم در بخش خصوصي فعال بمانيم . ما بازارهاي خوبي براي صادرات داريم . هم در كشورهاي همسايمان و هم در كشورهاي دورتر مانند كشورهاي آفريقايي با وجود سيمان يك كالائي است كه حمل و نقل هزينه هايش را افزايش مي دهد اما آنقدر اين كالا براي ما ارزان تمام مي شود كه ما به هر جاي دنيا بخواهيم بفرستيم باز براي ما اقتصادي است . بنابراين فكر مي كنم شايد تا دو دهه ديگر و حداقل تا دو تا برنامه توسعه پنچ ساله ديگر دولت بعنوان حامي و در بعضي از جاها به عنوان رقيب بخش خصوصي در صحنه سيمان بماند . در حقيقت يك رقابت سالم ايجاد بكند تا بتواند اين كالا را رشد بدهد و واقعا" جايگاه آنچه در شأن اين كشور است ايجاد بكند . من مي دانم كه يكي از آماده ترين كالاهايي كه قابل ارائه به بازار جهاني است سيمان است . چون خوشبختانه در حال حاضر بيش از 80% اين تكنولوژي را بومي كرديم و با قدرت هم داريم مي سازيم و مديريت مي كنيم ، و دانش آن را هم به جاهاي ديگر منتقل مي كنيم و آن درصدي هم كه مانده در برخي از موارد نيازي نيست كه دنبال آن تكنولوژي باشيم . به عنوان مثال يك بخش جزئي است كه اصلا" سرمايه گذاري روي آن بخش منطقي نيست و در دنيا هم خاص بعضي از كشورهاست و بقيه وارد نمي شوند . از باب مثال وقتي كه سوئيس دارد ساعت مي سازد كشورهاي ديگر دنبال ساعت سازي نمي روند ، مي روند در كالاهاي ديگر و ساعت هم به راحتي در اختيارشان قرار مي گيرد . بنابراين من فكر مي كنم كه اين يكي از ابزارهاي بيسار خوب براي ورود به بازارهاي اقتصادي جهاني است .
• شما با خبر هستيد كه حجم زيادي سرمايه گذاري در سيمان شده و بخصوص از صندوق ذخيره ارزي . اينها هم احتمالا" از دو سه سال ديگر به بازار مي آيند به عنوان يك كارشناس مي خواستم از شما بپرسم كه نگراني نداريد كه بازار آينده ايران با اشباع سيمان روبرو شود ؟
نه من به شخصه نگراني ندارم به دليل اينكه عرض كردم بخش سرمايه ريالي طرحهاي ما يك مقداري نگراني براي من ايجاد كرده و فكر مي كنم طرحهاي ما مطابق برنامه اي كه تعريف شده ممكن است به بهره برداري نرسد .
• منظورتان طرح هاي بخش خصوصي است ؟
بله . از طرفي ساخت و ساز و گرايش مردم به داشتن مسكن و امكانات مورد نيازشان كه در بخش هاي عمده اش هم نيار به سيمان دارد . اين هم با يك مصرف هر سال بالاتر نسبت به سال قبل مواجه است . ما طبقه حساب و كتابهاي كارشناسي كه كرديم به نظرمان آمد كه در سال 1390 ما حدود 58 ميليون تن سيمان در سال نيار داريم كه اگر در همان سال با همان روندي كه الان طرحهايمان دارد پيش مي رود ، در آن سال 54 ميليون تن سيمان خواهيم داشت . بنابراين در همان زمان باز ما كمبود سيمان داريم .
• توليد فعلي ما چقدر است ؟
حدود 5/32 تا 34 ميليون تن مي باشد .
• شما معتقديد ظرف اين 6 سال اين حجم رشد تقاضا را خواهيم داشت ؟
بله . ضمن اينكه اميدواريم عزم ملي ايجاد بشود و سرمايه ها سوق داده بشود به اين بخش منتهي براي اينكه بتوانيم اين كالا را صادر كنيم اگر خوشبينانه ترين حالت فكر كنيم ، بله ، ممكن است كه در سال 1390 ، ده ميليون تن سيمان مازاد داشته باشيم . خوشبينا ترين حالتش . در آن صورت از حالا دولت بايد به فكر ايجاد يكسري پايانه هاي صادراتي باشد كه بتواند اين كالا را به بازارهاي هدف برساند . عرض كردم بخش عمده اي از اينها برمي گردد به برنامه ريزي ها و سرمايه گذاري ها . سيمان براي ما كالاي بسيار با ارزشي است و مواد اوليه آن هم به آساني وجود دارد . و اين يك نعمت خدادادي است كه در كشور ما هست . اصلا" كمتر كشوري پيدا مي شود كه مواد اوليه توليد سيمان به اين گستردگي و در اقصي نقاطش وجود داشته باشد . نگران قيمتش هم نباشيد چون اگر ما كارخانجات را بهينه سازي كنيم اگر تعداد رقابت را زياد كنيم و در حقيقت اين كالا را كاملا" بومي كنيم مطمئن باشيد قيمت تمام شده اش پايين مي آيد و در آن صورت ما هيچ نگراني نداريم و عرض كردم به هر جاي دنيا مي توانيم اين كالا را بفرستيم و قطعا" كشورهايي هستند كه هميشه به اين كالا نياز دارند . ضمن اينكه خود ما هم هميشه نياز داريم با وجود اينكه هر سال يكي دو تا كارخانه بزرگ سيمان در اين كشور احداث مي شود اما همچنان كمبود سيمان محسوس است . مستحضر هستيد كه دو سال پيش ما 5/1 ميليون تن سيمان قرار بود وارد كنيم واقعا" نشد . هنوز هم نتوانستيم و يك بخش خيلي جزئي وارد كرديم و بقيه اش همچنان در دستور اقدام است .
• به خاطر هزينه حملش است يا قيمت جهاني اش بالاست ؟
بخاطر قيمت جهاني سيمان است . بسياري از كشورها در چند سال اخير اقدام به ايجاد كارخانه سيمان نكردند و حالا دليل جنگ و بعد بازسازي هايي متعاقب آن در دنيا يك درخواست زيادي نسبت به اين كالا بوجود آمد و قيمت جهاني اش افزايش پيدا كرد . مسئله حمل و نقل آن هم هست . مسئله تازه كار بودن و شايد آشنا نبودن به وضعيت بازارهاي جهاني هم بود . البته ما بيشتر از اكراين و هند و بعضي از كشورهايي مثل تركيه سيمان وارد كرديم اما به هر حال قيمتش براي ما گران تمام مي شود . حمل و نقلش براي ما مشكل است . چون كالاهاي حجيم و پر هزينه اي است .
• جناب آقاي شرقي يك عده از دوستاني كه در بخش سيمان فعاليت مي كنند معتقدند كه قيمتي كه براي سيمان تعيين شده قيمت مناسبي نيست و كفاف هزينه هاي آنها را نمي دهد . شما به عنوان كارشناس دولتي اين قضيه را چه اندازه تائيد مي كنيد ؟
ما طرحي تعريف كرديم ( با كمك وزارت بازرگاني و صنايع و معادن ) به اسم طرح جامع سيمان كه قرار بود بخشي از سيمان مورد نياز داخلي را كارخانجات وارد كنند و در عوض هر سه ماه يكبار با توجه به قيمت حاشيه بازار قيمتهاي جديدي داده شود . اما در كل همانطور كه كه عرض كردم خوشبختانه چون مواد اوليه به وفور در اختيار ماست و اگر دقت بكنند كارخانجات ما سيمان را تقريبا" با قيمت تمام شده خوبي مي توانند توليد كنند من فكر مي كنم قيمت فعلي منطقي باشد . اما به هر حال در يك زمانهاي خاصي از سال مصرف بالا مي رود و نياز هست كه اين كالا سريع توليد بشود . مسلما" ممكن است در بعضي از جاها توليد كننده ها با يك سري مشكلاتي مواجه شوند خصوصا" آنهايي كه كارخانجاتشان قديمي است و نياز به بازسازي دارد . در عين حال الان هم هنوز دولت و انجمني كه هم صنفي و هم توليد كنندگان و هم وزارت صنايع و معادن مسئول هستند كه با توجه به قيمت حاشيه بازار قيمتها را هر سه ماه يكبار تعديل كنند . اما اگر اين كالا در بورس ارائه شود آن وقت قيمت شايد واقعي سيمان آشكار شود و بخش عمده اي از اين پولي كه حالا يك عده توليد كننده نگران هستند به دليل اينكه به دست دلال و واسطه مي رسد و نه در جيب او مي رود نه در جيب دولت اين نگراني را دارد . اما اگر واقعا" به يك تعادل نسبي برسيم من مطمئن هستم كه بخشي از سود از پولي كه نه مالياتي بابتش پرداخت مي شود و نه از جيب مصرف كننده كم مي شود و نه به جيب توليد كننده مي رسد آن برمي گردد در چرخه توليد و مالياتشم پرداخت مي شود . كارخانجات قديمي هم مي توانند خود را بهينه كنند . تعداد محدودي از توليدكنندگان ما نگران اين نوسازي هستند . و فكر مي كنم بايد يكجوري اين سرمايه تامين شود . دولت كمابيش هنوز دارد اين حمايتها را مي كند و با دادن وام و با كمكهاي فني كه به اين كارخانجات مي دهد بخشي از اين هزينه ها را مي پوشاند اما عرض كردم اگر يك مقداري به نظر من جلوي اصراف را بگيرند من مطمئنم كه مي توانند صرفه جويي كنند و جاي نگراني نيست. امسال هم يك قيمت 13% تا 14% افزايش داده شده و به هر حال با توجه به تورمي كه در كشور ما وجود دارد من فكر مي كنم الان اين قيمت منطقي باشد .
• آيا صادرات سيمان اكنون آزاد است ؟
همانطور كه عرض كردم به دليل اين چشم اندازي كه ما داريم بايستي بازارهاي هدف را از دست ندهيم خصوصا" بازارهايي كه در اطرافمان است . ما متاسفانه در خصوص افغانستان مقداري اشتباه كرديم و بخشي از بازار را از دست داديم . و نيازهاي اين كشور از پاكستان دارد تامين مي شود حتي با توجه به اينكه كيفيت سيمان پاكستان اصلا" به كيفيت سيمان ما نيست . عراق را خوشبختانه هنوز در اختيار داريم . بعضي از كشورهاي عربي مثل امارات و كويت به شدت نياز دارند و الان مرتب درخواستهايي مي شود كه به مقدار نامحدود از ما سيمان مي خواهند . كشورهاي آفريقايي يك بازار بسار پايدار و طولاني مدت براي سيمان ما هستند . من فكر مي كنم كه حتما" ما بايستي باب صادرات را باز بگذاريم . خوشبختانه سال گذشته نزديك به يك ميليون تن سيمان از كشور ما صادر شد . ضمن اينكه در داخل نياز بود يك مقداري هم توزيع در داخل نا مناسب و غير عادلانه است كه باعث كمبود مي شود . يعني كمبود محسوس است . در بعضي از جاها يك عدم هماهنگي توزيع داريم كه آن برمي گردد به ناوگان حمل و نقل مان بر مي گردد شايد يك مقداري انحصار طلبي يا ناسيوناليستي برخورد كردن استانها . اگر اين قضايا حذف شود و توزيع سيمان يك متولي داشته باشد من فكر مي كنم اين كمبودها زياد محسوس نخواهد بود .
• خصوصا" كه توليد و مصرف صحيح است ؟
بله به يك اندازه است . به نظر من واقعا" اين چند سال كمبود خاصي نبوده الا اينكه در يك جاهايي اين كالا مانده و يك جايي توزيع نشده و يك جايي دست واسطه مانده و واسطه نگه داشته تا اينكه بتواند از جو رواني استفاده بكند . به هر حال خوشبختانه با اينكه اين كالا از سبد حمايتي دولت بيرون آمد و با توجه به اينكه تعداد زيادي طرح داريم اصلا" خود به خود اين رونق وجود دارد كه توليد كننده واقعا" از آرزوهايش اين است كه سه شيفت كار كند البته يك مقداري از اين كمبودمان ممكن است به دليل درخواستهاي رسمي و غير رسمي سيمان براي خارج از كشور باشد . شما مي دانيد در مرزهاي ما يكي از كالاهاي بسيار پررونق سيمان است . و اين را به هر طرف كه ببريد چه در كشورهاي حوزه حاشيه خليج فارس چه در عراق و چه در افغانستان . اما فكر مي كنم بيش از يك ميليارد دلاري كه در بخش سيمان از محل صندوق ذخيره ارزي سرمايه گذاري شده به زودي كليه كمبودها برطرف شود . البته بخش خصوصي ما ديگر نبايد چشم به منابع ريالي دولت داشته باشد و سرمايه هايش را بايد به اين بخش سوق بدهد . البته بگويم كه در جنوب كشور پروژه هايي در حدود 6 ميليون تن سيمان تعريف كرده ايم كه به عنوان صنايع انرژي بر براي استفاده از گاز عسلويه استفاده كنند مكانيابي هم شده و اين صنايع در استانهاي جنوبي مثل استان خوزستان ، استان بوشهر و استان فارس احداث مي شوند . در آنجا ما پروژه باارزش توليد محصولات انرژي بر مثل فولاد ، آلومينيوم و سيمان داريم كه در آنجا هم هدفمان صادرات است .