" مباحث اقتصادي " در ايران امروز مبحث اصلي در گفتمان " توسعه " است . چنانكه بسياري از مسائل از اين منظر طرح و نقد گرديده و جريان غالب را در گفتار مسئولان و حتي مردم عادي تشكيل مي دهد. جايگاه و مقامي كه تا چندي پيش به حوزه " سياست " تعلق داشت و شعارها و اهداف و روابط و مناسبات سياسي موضوع و محور گفتگوها و اظهار نظرها بوده و صف بندي نيروهاي اجتماعي را تعيين مي كرد .
اين جابجائي گفتماني و ورود مباحث و نظرات و تئوري هاي اقتصادي و نه صرفا خود
" اقتصاد " (در معناي كالا و خدمات ) به زندگي روزمره مردم را مي توان از جمله در مواردي همچون : انتشار چندين روزنامه و دهها هفته نامه و ماهنامه اقتصادي ، غلبه مباحث اقتصادي در سخنان كانديداهاي رياست جمهوري آينده ، بيانيه هاي اقتصادي و بازتاب وسيع رسانه اي آنها و ... مشاهده كرد . بطوري كه امروز ديگر مباحثي همچون : ضعف قدرت خريد و پائين بودن درآمد سرانه آنچنان كه شايسته مردم كشورمان است ، نفتي بودن عمده درآمدهاي كشور و نه توليدي بودن اين در آمدها ، بازدهي اندك سرمايه و حتي استهلاك آن ، افزايش هزينه ها و كاهش درآمدهاي دولت به واسطه افزايش جمعيت و روند كند افزايش توليد اجتماعي ، شكوفا نشدن بسياري از قابليت هاي علمي و فني و فناوري ، مفاسد اقتصادي ، قوانين و مقررات دست و پا گير و ... با زندگي فكري و ذهنيت اجتماعي مردم بيگانه نيست . اين فضاي مناسب گفتماني اين امكان و بستر را فراهم مي كند تا با تعميق اين مباحث و ساختارمندكردن و جهت دادن به آنها به اهدافي همچون واقعي و منطقي تر شدن خواسته ها و مطالبات مردم ، پاسخگو شدن مراكز تصميم گيري و اجرايي دست اندر كار مسائل اقتصادي ، استفاده از نيرو و توان مردم در حل و فصل مسائل مشكلاتشان كه در بعضي از حوزه ها از جمله اشتغال ، حاد و بحراني است و ... دست يافت .
در اين ميان ، اين فضا و بستر مناسب شايد بيش از هر بخش ديگر به صنعت بعنوان بخش پيشرو و محوري توسعه اين امكان را مي دهد تا در دنيايي كه همه روابط اجتماعي – اقتصادي و ارزشهاي حاكم بر آنها به شدت تحت الشعاع روابط مدرن صنعتي است ، به بيان موانع و مشكلات
فراروي اش پرداخته و با بهره گيري از نيرو و توان مردم در قالب اتحاديه ها و تشكلهاي صنفي و صنعتي و از طريق تاكيد بر خواست بازتر شدن فضاي ارتباط تعاملي با جهان خارج و از جمله كشورهاي پيشرو صنعتي و مراكز علمي و تحقيقاتي و نهادهاي تصميم سازي و تصميم گيري جهاني ، راهكارهاي علمي و پشتوانه هاي عملي تحقق اين راهكارها را فراهم آورد و روند آغاز شده توسعه صنعتي را سرعت بخشد.
شايد هيچ دوره اي همچون دوره كنوني ذهنيت جامعه اعم از عامه مردم و نخبگان اين چنين آماده گردهم آمدن و انجام گفت و شنود و حركت عملي در جهت يافتن علل ضعف و عقب ماندگي توان اقتصادي جامعه نبوده است . امري كه اگر چه از منظر و زاويه اقتصاد و گفتمان " اقتصاد محوري " صورت مي گيرد اما اين امر در " دنيا مدرن هدفي در خود نبوده بلكه وسيله اي است براي تحقق اهداف والاي اخلاقي – اجتماعي و سياسي ، يعني تامين زندگي صلح آميز توام با
رفاه ، آزادي و كرامت فردي " .
حسين حقگو