25 ميليارد دلار صادرات صنعتي ، سهمي است كه صنعت بايد براي تأمين 65 ميليارد دلار واردات مورد نياز كشور در سال 1400 يعني بيست سال آينده بپردازد (عدد 65 ميليارد دلار البته خوشبينانه ترين عدد است چرا كه واردات كشور طي سه سال اخير از 14 ميليارد دلار در سال 79 به حدود 28 ميليارد دلار در سال 82 رسيده است يعني ظرف سه سال دو برابر شده است). تامين 40 ميليارد دلار مابقي ، از صادرات نفت خام و خدمات خواهد بود . تحقق رقم 25 ميليارد دلار صادرات صنعتي اگر چه در ابعاد چند هزار ميليارد دلاري تجارت جهاني عدد كوچكي محسوب مي گردد اما براي صنعت ، بمعناي آنست كه به اندازهاي بزرگ شود كه رقمي بزرگتر از كل توليدات موجود آن را (حدود بيست ميليارد دلار) به خارج صادر كند ! بنظر مي رسد يگانه راه براي موفقيت يا عدم موفقيت در رسيدن به اين هدف كه ديگر نه يك انتخاب بلكه يك اجبار و ضرورت است جز ارتباط و تعامل مثبت با جهان نميباشد . تأمين نيازهاي وارداتي و افزايش درآمد سرانه كشور كه اكنون با پس رفت به سطح درآمد سرانه سالهاي 51 و 58 رسيده است جزء ازطريق تحكيم ارتباط،آنهم ارتباطي بسيار گسترده و عميق و درتمام عرصه هاي تجاري ، صنعتي و خدماتي با جهان امكانپذير نمي باشد (در آمد سرانه كشور در سال 1380 به قيمت جاري معادل 5/9 ميليون ريال و به قيمت ثابت 1361 معادل 298 هزار ريال محاسبه شده است .)
شاخص هاي توليد جهاني سال 2002 نيز درآمد سرانه ايران را برحسب دلار و بر دو پايه نرخ ارز و روش ppp به ترتيب معادل 1680 و 5910 دلار گزارش كرده است . ارقام مشابه براي كره جنوبي معادل 8910 و 17300 دلار ميباشد. درآمد سرانهاي كشورمان اكنون يك سوم كره جنوبي است و درصورت ادامه روند فعلي طي دهسال آينده به يك چهارم تنزل خواهد يافت .
بنابراين به نظر ميرسد هم در اختيار داشتن بازارهاي صادراتي و هم تأمين نيازهاي سرمايه اي (رتبه كشورمان در جذب سرمايه خارجي طبق تازه ترين گزارش انكتاد در بين 192 كشور جهان رديف 147 مي باشد) و توسعه فن آوري جز از طريق ارتباط دوستانه با جهان ميسر نمي باشد . بقول فردي كه ميگفت كاش بعضي از اظهار نظر كنندگان عرصه سياست كشورمان حداقل تاجر بودند تا مي دانستند كه در جهان امروز حتي خريد كالا و واردات هم نياز به پذيرفته شدن در جامعه جهاني دارد چه رسد به جنس فروختن و صادرات !
ارتباط و تعامل مثبت با جهان و توسعه صنعتي آنچنان امروزه روز بديهي فرض ميشود كه بسياري اين دو را داراي تناظر يك به يك مي دانند و توسعه صنعتي را تنها در سايه الگوي سياست خارجي مبتني بر "برون گرايي" ممكن ميپندارند .
سردادن شعارهاي همچون " عدم نياز به خارج" ، " خود اتكايي" و يا معنا كردن ارتباط با جهان بـه " قبـول حـاكميت و سلطـه بيگانگـان " ، " هضم در اقتصـاد جهاني" ، " ادغام در
شركت هاي چند مليتي" و " از دست دادن آرمانها و ارزشها " بيانگر نفي و يا ترسهاي تاريخي ملتي است كه خود را كوچك و ضعيف ميپندارد . ملت ايران، ملت بزرگي است با سابقه درخشان تمدني و ظرفيت هاي اعجاب انگيز در خلاقيت و پيشرفت . كشوري كه براحتي
مي تواند نان مردم خود را با بهترين وجه فراهم آورد و ترس از گرسنگي و فقر نداشته باشد . راه آن صلح با جهان است كه البته از مسير صلح با خود مي گذرد !
حسين حقگو