بهبود مدیریت بنگاههای صنعتی *
دکتر مسعود نیلی
عملکرد مطلوب صنعت در گرو موفقیت عملکرد بنگاههای صنعتی است و عملکرد بنگاههای صنعتی نیز ، تحت تاثیر دو گروه عوامل بیرونی و درونی قرار دارد که لازم است هرکدام در جای خود مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد . هرچند مدیران بنگاهها می توانند به میزان محدود ، بر عوامل بیرونی تاثیرگذار باشند ، اما آنچه که بیشتر در اختیار آنها قرار دارد ، عوامل درونی است . علاوه بر این ، اگر همه عوامل بیرونی مناسب باشند ، اما سازمان از درون دارای ضعف باشد ، باز نمی تواند عملکرد مناسبی از خود نشان دهد . از این رو ضروری است که مدیران بنگاهها ، تصویری از نقاط ضعف عمده مجموعه تحت پوشش خود در دست داشته باشند ، تا براساس آن و نیز با اطلاع از جهت گیری اصلی استراتژی توسعه صنعتی که بر محور رقابت پذیری است و از بیرون بر عملکرد بنگاه تاثیر می گذارد ، بتوانند به رفع نقاط ضعیف بپردازند . برای این که این تصویر توسط خود بنگاه ایجاد شود و بینش و بصیرت سازمانی را به همراه داشته باشد ، نیاز به یک مدل خود ارزیابی است . امروزه با توجه به تجارب شرکتهای موفق و نظرات اندیشمندان ، مدلهای مختلفی برای خود ارزیابی ارائه شده است . استفاده از این مدلها که به عنوان مدلهای سرآمدی و یا تعالی سازمانی شناخته می شوند به عنوان چارچوبی برای تهیه تصویر مورد نظر ، نه تنها درمقیاس کلان به تیم مدیریت بینش لازم را اعطا می کند بلکه برای افراد درون سازمان نیز نقشه ای با جزییات کامل فراهم می کند تا آنها نیز در مسیر تعالی ، نقش خود را به موقع و به نحو درست ایفا کنند .به عبارت دیگر، ارزیابی همانند آیینه، آنچه را که واقعا" وجود دارد نشان می دهد . در نتیجه ، بطور کلی موارد زیر بعنوان مجموعه خط مشی هایی است که در مقیاس بنگاه می تواند منجر به تحقق هدف رقابت پذیری شود .
- آموزش و ترویج ها در راستای شناساندن خانواده 2000 : 9000 ISO (شامل 9000 ISO ، 9001 ISO و9004 ISO) به بنگاهها باشد ( نه فقط تغییر مستندات از ویرایش 1994 به 2000) تا این بنگاهها بابرنامه به سمت سرآمدی قدم بردارند .
- باتوجه به اهمیت بحث خود ارزیابی و اشاره شدن به این موضوع در استاندارد 9004 ISO ، انجام این کار به بنگاهها پیشنهاد شود . برای شروع ، استفاده از روش پرسشنامه و تحلیل آن در کارگاه پیشنهاد می شود .
- یک مدل سرآمدی عملکرد در سطح ملی به رسمیت شناخته شود . از این مدل برای بحث جایزه ملی کیفیت ( یا تعالی سازمان ) و انجام خود ارزیابی در شرکتها می توان استفاده کرد .
- مدل EFQM که دارای ارزشها و مفاهیم محوری همچون نتیجه گرایی ، مشتری مداری، رهبری و ثبات در مقاصد ، مدیریت براساس فرآیندها و واقعیتها ، مشارکت و توسعه منابع انسانی ، یادگیری، نوآوری و بهبود مداوم ، توسعه مشارکتها، مسئولیت های اجتماعی است . به عنوان مبنا برای مدل ملی انتخاب شود که تغییرات محدودی را با استفاده از نظرهای کارشناسان و مدیران صنایع پیشرو در امتیازات و معیارهای فرعی مدل ( عمدتا" در محدوده نواحی مورداشاره ) می توان اعمال کرد . پیشنهاد می شود که ساختار مدل حفظ شود .
- مفاهیم اساسی مدل سرآمدی EFQM به عنوان ارزشها و مفاهیم محوری در صنعت ایران ، تعیین شود .
- سازمان مدیریت و برنامه ریزی به عنوان سیاستگذار در سطح ملی ، جایزه ملی کیفیت را ترویج کند . البته این سازمان می تواند موسسات مستقل و بی طرف را به عنوان مجری جایزه در بخشهای مختلف تعیین نماید . بدیهی است موسسات متولی امر جایزه می بایست غیرانتفاعی باشند و از ارائه مشاوره به بنگاهها خودداری کنند اگر چه برای ارائه آموزشهای عمومی منعی وجود ندارد .
- پیشنهاد می شود ، در بخش صنعت و معدن ، ابتدا موضوعی خود ارزیابی ، ترویج و سپس نظام نامه و ساختار اجرایی جایزه کیفیت تدوین گردد.
- به جایگاه ویژه جایزه ملی کیفیت توجه شود و اعتبار آن حفظ گردد . در این ارتباط جایزه فقط به شرکتهای واقعا" سرآمد که مشخصات آنها پیش تر اعلام می گردد اعطا شود .
- نظامنامه جایزه ملی کیفیت به تصویب مراجع ذیربط برسد .
- برای سرآمدی ، سطوح مختلفی تعریف و جوایزی در سطوح متفاوت باتوجه به سطح سرآمدی بنگاهها اعطا شود .
- فضایی فراهم شود تا شرکتها بتوانند تجارب ارزنده خود را با یکدیگر مبادله کنند بویژه شرکتهایی که در جایزه ملی کیفیت جایگاه مناسبی کسب می کنند به طریقی تجارب خود را در اختیار سایر شرکتها قرار دهند
* برگرفته از کتاب " استراتژی توسعه صنعتی " نوشته مسعود نیلی و همکاران