دولت ، بخش خصوصی و خصوصی سازی در استراتژی توسعه صنعتی *
استراتژی صنعتی تعیین " نقش دولت " در توسعه صنعتی است. براین اساس جایگاه دولت در این فرآیند کاملا" متفاوت با دیدگاه نئو لیبرالی است و در واقع نقش دولت در این استراتژی نقش یک دولت توسعه گراست که بخشی از وظایف آن به شرح ذیل می باشد :
الف – فراهم نمودن شرایط و الزامات توسعه صنعتی نظیر ثبات سیاسی ، تضمین حقوق فردی ، توسعه بخش خصوصی ، ثبات محیط اقتصاد کلان ، زیر ساختهای فیزیکی ، نهادی ، حقوقی و قانونی ، آزادسازی تجاری ، توسعه آفرینی و مهارت ، ارتقاء فناوری ، تقویت تحقیق و توسعه ، ارتقاء ظرفیت بنگاههای داخلی جهت ارتباط با شرکتهای فراملیتی ، توسعه بازارهای مالی ، سازماندهی فعالیتهای صنعتی ، کنترل کیفی و استاندارد .
ب – ایجاد ساز و کارهای بازار و توسعه فضای رقابت و دخالت هدفمند ، مشروط و زمانبندی شده به منظور رفع کاستی های بازار وحل مشکلات موردی بنگاهها و صنایع خاص به جای حمایت نامحدود و عام .
چنانکه ازوظایف فوق مشخص است از مهمترین نقش های دولت بعنوان دولتی توسعه گرا رفع موانع تولید و سرمایه گذاری و توسعه بخش خصوصی است . اما باید درنظر داشت مشکلات مربوط به عدم توسعه بخش خصوصی در ایران بسیار گسترده است لذا نیازمند تحقق مجموعه ای از الزامات عمومی همچون : تدوین ، اجرا و نظارت مستمر بر مجموعه ای از سیاستهای سازگار و هماهنگ به منظور توانمند سازی فضای فعالیت برای بخش خصوصی ، و توسعه بنگاههای خصوصی قوی و کارا جهت رقابت در بازار های بین المللی با امکان دسترسی به منابع مالی و فناوری در همکاری مشترک با بنگاههای بین المللی است که این امر با تاکید بر : ایجاد چارچوب حقوقی و قانونی فعالیتها ، اقتصادی در رابطه با تعیین حقوق مالکیت ، تدوین قانون رقابت و ضد انحصار ، و قوانین مربوط به ورود و خروج از بازار ، فراهم ساختن زیرساختها ، تقویت بازارهای مالی و ایجاد
نهادهای توسعه ای به منظور تسهیل در دسترسی بنگاههای خصوصی به منابع و خدمات مورد نیاز امکانپذیر است .
در ارتباط با خصوصی سازی نیز باتوجه به بررسی های تجارب عملی و قوانین خصوصی سازی در ایران راهکارهای ذیل را می توان پیشنهاد نمود .
- - تحقق افزایش کارایی به عنوان یگانه هدف خصوصی سازی .
- - اتخاذ الگویی تدریجی درخصوصی سازی همراه با عزم جدی ، برنامه زمان بندی و فراهم آوردن مقدمات .
- - واگذاری سریع سهام کارگاههای کوچک و متوسط سودده دولتی از طریق بورس به بخش خصوصی در مرحله اول خصوصی .
- - تشکیل نهادی مسئول برای طراحی و اعمال اصلاحات ساختاری در بنگاههای بیش از 500 نفر کارکن دولتی و آماده سازی آنها برای خصوصی سازی .
- - انجام اصلاحات ساختاری در بنگاههای بزرگ صنعت با واگذاری فعالیتهای غیر مرتبط با فعالیت اصلی در مرحله اول و سپس تقسیم فعالیت بنگاه به اجزاء مختلف و فعالیت هرکدام از این اجزاء در قالب یک بنگاه با انگیزه های تجاری در مرحله دوم .
- - تاکید بر شیوه واگذاری از طریق بورس به جهت وجود فضای شفاف و ورقابتی و امکان دسترسی یکسان و همزمان به اطلاعات در فرآیند خصوصی سازی .
- - ضرورت عدم نقش بانکهای تجاری و شرکتهای سرمایه گذاری در مدیریت بازار سرمایه و تحول نظام کارگزار ی به سمت تحقق یک الگوی کاملا" رقابتی .
- - تاسیس واحدهای اصلاح ساختار از سوی نهادهای بخش عمومی ( نهادهایی که دولت طی سالهای اخیر ، مالکیت سهام کارخانه های دولتی را در قالب تأدیه بدهی های خود به آنها واگذار کرده است ) و انتقال مالکیت واحدهای واگذاری شده به بخش خصوصی براساس برنامه زمانبندی شده .
* بخشی از پاسخ به " بررسی نقدهای انجام شده توسط افراد ،تشکلها ، سازمانها و دستگاههای اجرائی در مورد مطالعه استراتژی توسعه صنعتی کشور .
دکتر مسعود نیلی