شنبه 20 دي 1387 | English

پيوندها تماس با ما نقشه سايت درباره سايت صفحه اول
صفحه اول > مقالات > مقالات صنعتی
صفحه اول > مقالات > مقالات صنعتی


        فرهنگ كارآفريني
7 6 5 4 3 2 1

در اين قالب علم كارآفريني با چهار عامل اقتصاد، سياست، جامعه و فرهنگ عمومي دائم در حال تنش و كنش است. در اين قالب كارآفريني به عنوان يك علم با ديگر نهادهاي اجتماعي مشخص شده است. اين نوع ارتباط در واقع به معناي سازگاري و تنش متقابل بين علم و جامعه است.
رابطهي اقتصاد و كارآفريني به معناي تعامل بين دو طيف فعاليتهاي علمي و انديشههاي علمي در زمينهي كارآفريني از يك طرف و مجموعهاي از نهادها، فعاليتها و مقولهي بازار، مقولهي صنعت، خدمات و توليد و مفاهيم مشابه است و رابطهي سياست و كارآفريني حاكي از نوع نگرش نظام سياسي مسلط به مقوله كارآفريني و سياستگذاري در اين عرصه ميباشد. و همچنين در مورد ارتباط كارآفريني با جامعه بايد ديد كه آيا ارزشهاي اجتماعي مدافع ارزشهاي كارآفرينانه است؟ يا اينكه با آنها مغايرت دارد. اين ارتباط بايد طوري باشد كه كارآفرين خود را در جامعه غريبه احساس نكند. خود را به عنوان عضو مؤثر جامعه قلمداد كند و نه به عنوان عضوي حاشيه نشين و فراموش شده.
و نيز در مورد ارتباط كارآفريني با فرهنگ بايد ارزشها، هنجارهاي و باورهاي موجود در فرهنگ عمومي متناسب با فعاليت خلاِ كارآفرين باشد.
البته اين سازگاري و تنش بايد دوطرفه باشد يعني اينكه هم علم كارآفريني بايد به نيازهاي اجتماعي توجه كند و خود را به اين چهار عامل نزديك كند و هم نهادهاي اجتماعي بايد با كسب دانش كارآفريني خود را به اين علم نزديك كنند كه لازمهي اين امر پايين آمدن اهل علم از برج عاج است !!!
براي برقراري پيوند دو عامل اقتصاد و سياست ميتوان از طريق قانونگذاري و برنامهريزي به اين مهم دست يافت. اما براي پيوند جامعه و فرهنگ با كارآفريني بايد يك تعامل در حوزهي عمومي انجام پذيرد و نميتوان با قانون آنرا به اجرا درآورد يا به عبارتي علم كارآفريني بايد بتواند در حوزهي عمومي نفوذ كرده و به موضوعات زندهي گفتگوي عمومي تبديل شود. بنظر ميرسد وسايل ارتباط جمعي ميتوانند با مطرح ساختن موضوعات كارآفريني در سطح جامعه در اين زمينه نقش بسيار مهمي ايفا نمايند. اين بدان معناست كه بپذيريمبازيگران صحنهي خلاقيت، نوآوري و كارآفريني متنوع و مكثر هستند و بايد همهي جامعه را به اين صحنه فراخواند.
عوامل موثر در ارتباط كارآفريني با اين چهار عامل احتياج به مباحث گستردهاي دارد كه در اينجا نميتوان به آن پرداخت اما به جهت موضوع مقاله در اين مختصر به تنشها و سازگاريهاي كارآفريني به عنوان يك علم و مقولات فرهنگي ميپردازيم.
از مباحثي كه در اخلاِ كار در غرب و ژاپن مطرح شد بنظر ميرسد جوامعي كه توانستهاند پيوند مستحكمي بين اخلاِ و ارزشهاي انساني با كار و تلاش برقرار كنند. موفقتر از جوامع بودهاند. آنچه در اخلاِ كار كالونيستها موجود است حاكيت از آن دارد كه متعهد بودن پيروان آنها به ارزشهاي اخلاقي در افزايش روحيه كار و تلاش آنها مؤثر بوده است.
بنابراين به طور همزمان از يك سو بايد فرهنگ عمومي با ارزشهاي كارآفريني همنوا و همساز شود تا جامعه از فعاليتهاي كارآفرينانه حمايت كند و پذيراي تلاش خلاِ آنها باشد و از سوي ديگر با نفوذ علم كارآفريني به بدنهي جامعه قابليتهاي افراد را براي انجام كارها به شيوهي خلاِ و نوآورانه افزايش داد.
«باندورا » براي سنجش تحول و ثبات در جامعه دو مؤلفه «انعطاف محيطي» و «اعتماد به خود» را مؤثر ميداند.بر اساس نظر «باندورا» اگر انعطاف محيط يعني پاسخگو بودن محيط در برابر تحولات بالا باشد و اعتماد به قابليتهاي فرد هم بالا باشد، يعني فرد اعتماد به نفس داشته و بر تواناييها و نقش موثر خود هم واقف باشد، در اين شرايط، عمل اجتماعي او با دلگرمي انجام ميشود.



از نظر باندورا اين مطلوبترين حالت است. اما اگر اعتماد به انعطاف محيط پايين باشد، يعني فرد فكر بكند كه موقعيت موجود، پاسخگوي خواستههاي او نيست و محيط، امكان بروز استعداد و خلاقيتش را به او نميدهد، در اينصورت عمل اجتماعي او با اعتراض انجام ميگيرد. در اين وضعيت است كه شاهد تظاهرات، اعتصابها، تحصنها و فرار مغزها و ... ميشويم.
تفاوت و دوگانگي ديگري كه ميان اعتماد به انعطاف محيط و اعتماد به قابليتهاي خود وجود دارد، اينست كه اگر اعتماد به انعطاف محيط بالا و اعتماد به قابليتهاي فردي پايين باشد و آن فرد معتقد باشد كه موقعيت مناسبي در جامعه دارد ولي از او كاري برنميآيد، در اينجاست كه عمل اجتماعي با افسردگي انجام ميگيرد و يأس و نااميدي در چنين حالتي بوجود ميآيد.
به هر حال فرد معتقد به اين امر، نواميدانه به درون خود پناه ميبرد و چنين ياس و سردرگمي از بدترين حالتهاي ممكن است. در حالتي كه اعتماد به انعطاف محيط پايين باشد و اعتماد به قابليتهاي خود هم در رتبه پاييني قرار بگيرد، در اين موقعيت بيتفاوتي اجتماعي شكل ميگيرد و پيدايش هر وضعيتي براي فرد يكسان است. (خانيكي، 1379)
بنابراين اگر بخواهيم عمل اجتماعي در جامعه با دلگرمي انجام پذيرد. بايد خلاقيت، كارآفريني، قابليتها و استعدادهاي فردي را در افراد جامعه افزايش داد. ولي تنها بالا بردن قابليتهاي فردي كافي نيست بلكه بايد محيط را نيز انعطافپذير، پويا و خلاِ نمود تا ميزان اعتماد به محيط نيز افزايش يابد.
بنابراين در فرهنگ عمومي بايد تحولاتي ايجاد شود تا جامعه از فعاليتهاي كارآفرينانه حمايت كند و پذيراي تلاش خلاِ آنها باشد. در فرهنگ عمومي ما كه برگرفته از فرهنگ ديني ما ميباشد بنظر ميرسد كه مرزهاي جغرافيايي ارزشها اندكي دستكاري شده است ديگر از ديدن افراد فقير مسلمان رنج نميبريم ديگر از اينكه اكثر كشورهاي مسلمان در فقر و تنگدستي بسر ميبرند ناراحت نيستيم و همه اين عوامل را به بيرون از دايره مسلمانان مرتبط ميدانيم. در عوض ارزشهايي در ذهن ما گسترش يافته است كه بيشتر ظاهري و صوري بوده و هيچ تأثيري در بهبود زندگي مسلمين ندارد.
جالب است كه «ويل دورانت» ميگويد: هيچ ديني به اندازه اسلام پيروانش را به قدرت فرا نخوانده است.
در حالي كه پيروانش اينچنين در ضعف و بيچارگي بسر ميبرند. آيا مكتبي كه پيروانش را به قدرت فراخوانده است، ابزار به قدرت رسيدن آنها را با دستوراتش از آنها گرفته است ؟
به عقيدهي اقبال لاهوري نقص در تفكر مسلمين است. ارزشهاي اسلام همگي حامي كار و تلاش و كسب ثروت و قدرت مسلمين هستند. اما اين نگرشهاي غلط مسلمين است كه سبب شده است آنها نتوانند به قدرت دست يابند. به نظر ميرسد. برداشتهاي غلط و ديدگاهي نادرست ما نسبت به اين ارزشها سبب فاصله بسيار زياد بين كارآفريني و فرهنگ عمومي شده است. در ادامه چند مورد از اين مفاهيم و معاني كه به صورت نادرست از آن برداشت شده است، اشاره ميشود.

7 6 5 4 3 2 1


صفحه اول | درباره سايت | نمودار سازماني | اخبار | قوانین و مقررات | شركت ها و سازمان هاي وابسته | صادرات | دريافت فرم | سؤالات متداول
نمايشگاهها و سمينارها | طرح هاي پژوهشي | تازه هاي نشر | نقشه سايت | تماس
Copyright © 2002 www.mim.gov.ir. All Right reserved.
 Email :mimwebmaster@mim.gov.ir