فرهنگ صنعتي و شايسته سالاري
2-2- شايسته سالاري در فرهنگ جوامع توسعه يافته امروز:
معيار تشخيص شايسته سالاري از ناشايسته سالاري چيست؟ بدون انجام مطالعه علمي و صرفا" با عنايت به محاسبات سرانگشتي عدم وجود كارآيي و اثربخشي در بيش از 50 درصد سازمانها و ادارات دولتي ايران هويدا است.همانطور كه عنوان شد دو عامل ياد شده سازنده بهره وري است.لازم به توضيح نيست كه بهره وري يكي از مهمترين عوامل تفارق كشورهاي توسعه يافته و كشورهاي در حال توسعه است.پيتر دراكر معتقد است بهره وري گروههاي اجتماعي تازه و بالا دست نيروي كار ، يعني كاركنان فرهيخته و كاركنان بخش خدمات ، بزرگترين و موثرترين تلاشي است كه مديريت در كشورهاي پيشرفته در دهه هاي آينده با آن روبه رو خواهد بود ، ولي كار جدي در اين راه هولناك تازه آغاز گشته است .در مباحث مطروحه در خصوص چگونگي ظهور مديريت علمي و بسط نظرات بنيانگذار آن نيز ديديم كه شايسته سالاري جايگاه ويژه اي داشته و يكي از اهداف مهم ايجاد روشهاي علمي در مطالعه ساختا ر كار بود.پاسخ به سئوال چرا در ايران امور بدست افراد ناشايست داده مي شود سهل و ممتنع است.زيرا در بررسي ريشه اي آن به زنجيره اي از علل برمي خوريم كه در يكديگر تنيده و كليتي مبهم ايجاد كرده است.عدم شايسته سالاري در نظام اجتماعي ايران ريشه هاي تاريخي ، اقتصادي ، فرهنگي ، سياسي و ...متفاوتي دارد.در فرهنگ ايراني – اسلامي شواهد بسياري براي تشويق به سكون و دست شستن از دنيا وجود دارد.مفهوم واژه دنيا كه يك كلمه عربي است از ريشه دنائت به معني پست و خوار است.بعبارتي دنيا همواره مضموم شمرده شده و هدف غائي جهاني ديگر معرفي مي گردد.از طرفي در نظام اداري با واقعيتهاي ذيل كه خود از جمله علل عدم شايسته سالاري هستند مواجه ايم:
1-عدم وجود نظام اداري مناسب و كارآ
2-عدم وجود چارچوبهاي قانوني كافي
3-وجود روابط شخصي در بكارگيري افراد براي انجام كارها
4-وجود رابطه بجاي ضابطه در انجام كارها
5- وجود سبك زندگي قبيله اي در سطح جامعه و عدم انسجام مطلوب و لازم بين اقشار مختلف مردم
وجود چنين واقعيات و مفاهيمي سازنده باورها و اعتقادات مردم بوده و روح حركت و بالندگي را از مردم مي گيرد.اگر دنيا مذموم و پست بود چرا اولين پيشواي شيعيان جهان در نخلستانها آن همه سختي را به جان مي خريد.به نظر مي رسد مي بايست افرادي واقع بين در مراكزي خاص و حوزه هاي علميه چنين مفاهيمي را كه با روح توسعه و حركت فرد در تضاد است را پيدا كرده و در اختيار عموم قرار دهند و حتي مي توان روند آموزش ديني را بر اساس آن متحول ساخت.سيستم اداري امروز منتبح از فرهنگ حاكم دچار تضادهاي عميقي است.زيرا ويژگيهاي فرهنگ صنعتي را نداشته و هزينه هاي بسياري را به نظام اداري تحميل مي كند.برخي ويژگيهاي فرهنگ صنعتي عبارتند از:الف )انعطاف پذيري.ب)وجود نظم در انجام امور.ج)اتكاء به مباني علمي و تجربي.د)شفافيت.هـ) پذيرش و احترام به توان و تمايل افراد در تخصيص كار.
باورهاي كاركنان در سيستم اداري امروز ايران بر اساس موازين ذيل شكل گرفته و آنها را به فعاليت براي حداكثر كردن منافع خود و استفاده از روابط فردي متوسل كرده است:
1-اعتقاد به تضيع حق و لزوم كسب آن از هرطريق ممكن.اين مشكل ناشي از عدم شفاف سازي نظام ارزيابي عملكرد و پرداخت به كاركنان و عمل بر اساس سليقه فردي و بعضا" منافع شخصي و يا حب و بغض بوده است.در نظام اداري امروز مديران اجرائي نقش به سزائي در تحقق دو اقدام ياد شده دارند.با وجود حقايق فوق حتي در صورت اجراء صحيح نظام پرداخت و يا ارزيابي عملكرد ، كاركنان احساس زيان و عدم تحقق عدالت دارند.
2- معظلات معيشتي.اين مشكل برخاسته از زمينه هاي اقتصادي ناشي از دوران طولاني جنگ تحميلي ، رشد شديد جمعيت ، دولتي بودن نظام اقتصادي ، سوء مديريت و....مي باشد كه منجر به عدم تخصيص بهينه منابع و منافع شده است.
3- اعتقاد به شانس وكسب هر چيز به طور تصادفي.
4- عدم اعتقاد به چارچوبها و موازين اداري.
5- زندگي قبيله اي و عدم اعتماد به سايرين.