شنبه 20 دي 1387 | English

پيوندها تماس با ما نقشه سايت درباره سايت صفحه اول
صفحه اول > مقالات > مقالات صنعتی
صفحه اول > مقالات > مقالات صنعتی


       فرهنگ صنعتي و شايسته سالاري
5 4 3 2 1

2- بررسي جايگاه شايسته سالاري در فرهنگ صنعتي :
بر اساس مطالب فوق نزديك صد سال است كه بشر به طور علمي به مديريت و جايگاه آن در مباحث اجتماعي – اقتصادي نگاه كرده و سعي در شناخت و بكارگيري صحيح آن دارد.با وجود نقاط ضعف فوق الذكر مديريت علمي بعلت ارائه روشي علمي ( منطقي) و كارآمد لااقل هنوز براي سطوح پاييني سازمانها كه كاركنان از توان و تمايل مناسبي برخوردار نيستند مورد توجه است.امروزه مديريت اگر هنر باشد و يا علم حدود و ثغور آن بطور نسبي شناخته شده و در كشورهاي توسعه يافته بطور مطلوبي بكارگرفته مي شود.از طرفي در مباحث تئوريك رابطه نوع مديريت و فرهنگ هر جامعه و نحوه اعمال آن بر اساس نگرشها ، باورها و ... مطالب بسياري نوشته شده است.شايسته سالاري در حقيقت بكارگيري فرد مناسب در حرفه مناسب بر اساس تجربه، علم و ساير موازين تعريف شده است. شايسته سالاري در امور كارشناسي ( كاركنان) و مديريتي قابل توجه بوده و به مفهوم اعطاي كار به كاردان است.زيرا تنها در اين صورت است كه كارآيي و اثربخشي بعنوان دو بال بهره وري ساخته شده و بقاء سازمان را با توجه به روند تغيير و تحول محيطي مورد اشاره تضمين مي كند . شايسته سالاري در حقيقت ناشي از اعتقاد به برتري خوبي بر بدي است.شايسته سالاري احترام به انسانيت خويشتن است. زيرا در صورتيكه انسان در مسندي بدون كسب لياقت و شايستگي براي آن قرار مي گيرد با هتك حرمت و توهين به ديگران به ذات انسانيت نيز اهانت كرده است.
    -1-2تفاوت مفاهيم در فرهنگهاي كشاورزي و صنعتي:
    همانطور كه از سطور فوق پيداست هر پديده اي علاوه بر ابعاد فيزيكي و ملموس داراي بنياني نامحسوس و ناپيداست كه گاهي با زير ساختهاي بومي و سنتي موجود در جامعه ميزبان در تعارض قرار مي گيرد و مسلما" بعلت گستردگي بحث و عدم اشراف كامل قادر به پرداختن به تمامي اين مفاهيم و مقايسه آن نيستيم.ليكن برخي مفاهيم فرهنگ كشاورزي كه نشات گرفته از فرهنگ روستايي است در مقايسه با فرهنگ صنعتي بشرح ذيل تبيين مي گردد.قبل از پرداختن به مفاهيم ياد شده ذكر دو نكته ضروري است: الف) عنوانهاي كشاورزي ، روستايي و صنعتي جهت مقايسه و بيان واقعيتهاي درون آنها بكار گرفته شده و هدف تحقير يكي به نفع ديگري نيست. ب) ديگر اينكه قبل از بحث در مورد مفاهيم خاص و مقايسه آنها لازم است نتيجه مطالعه اي افست(hofsted) كه براي تعيين ابعاد كليدي فرهنگ طرح شده را يادآور شويم.در اين مطالعه بر اساس تفكيك صورت گرفته فرهنگ به دو بخش فرهنگ داراي بافت قوي و فرهنگ داراي بافت ضعيف در مطالعات قبلي پنج بعد كليدي براي تعيين چارچوبي جهت مطالعه و بررسي به شرح ذيل تعريف مي گردد .
      1- فاصله قدرت(power distance):قدرت مورد اشاره مشتمل بر تمام انواع قدرت (اقتصادي ، سياسي و ...) بوده و بدين مفهوم است كه افراد چقدر اين اختلاف قدرت را تحمل مي كنند. اين اختلاف قدرت در فرهنگهاي ضعيف قابل قبول و در فرهنگهاي قوي غيرقابل قبول است.
      2- جمع گرايي و فردگرايي (individualism & collectivism): در فرهنگ قوي جمع گرايي و در فرهنگ ضعيف فردگرايي اولويت دارد.
      3- مردسالاري و زن سالاري (masculinity & femininity): مردسالاري سمبول رفتارهاي خشن و زن سالاري سمبول رفتارهاي آرام است. مثلا" ژاپن داراي فرهنگ مرد سالاري است.
      4-اجتناب از عدم اطمينان (uncertain avoidance): يعني افراد چقدر حاضرند كارها بر اساس روش ، قانون ، قاعده و .... باشد.ژاپنيها ، كره اي ها و برزيلي ها به شدت از عدم اطمينان اجتناب دارند.
      5- تداوم پويايي ارزشها/هنجارها/سنن
      (conformity dynamism/values/norms/traditions): ارزشها ، اعتقادات ، هنجارها و...چقدر در يك جامعه اهميت داشته و تداوم مي يابد.در فرهنگهاي قوي بدان اهميت داده و محترم شمرده مي شود.
      الف ) نگرش نسبت به زمان و مكان :
      در فرهنگ روستايي زمان به صورت دايره است. كارها بين ساعات مختلف روز تقسيم مي شود و همه مي دانند كه بهار ، تابستان و پاييز وقت كار و زمستان نيز وقت استراحت است. ولي در فرهنگ صنعتي همه چيز به صورت خطي رخ مي دهد. علاوه بر اين زمان انجام امور در فرهنگ صنعتي بدقت محاسبه شده و حد و حدود آن نگاه داشته مي شود و همه مي دانند سازمان (كارخانه) راس ساعت 8 صبح شروع به كار كرده و ساعت 16 زمان خاتمه كار است .ولي در فرهنگ كشاورزي چنين دقتي وجود نداشته و زمان كارها در همديگر تداخل مي يابد.در مورد مكان بايد اذعان داشت كه در فرهنگ كشاورزي تغيير و تحول مكاني وجود نداشته و ابعاد محيط شناخته شده است.ولي در فرهنگ صنعتي ، شهرها و روستاها براي كسب موقعيت بهتر جهت فعاليت اقتصادي و حتي زندگي عادي در نورديده شده و حد و مرزي براي آن تعيين نمي شود.در اين راستا مكان و موقعيت قرار گرفتن افراد در هنگام مراوده از منظري ديگر نيز مورد مطالعه قرار گرفته است.در اين مطالعه فاصله افراد در هنگام تعامل با يكديگر مورد توجه قرار گرفته و سه نوع موقعيت بدين شرح تعريف شده است:الف) فضاي صميمي ب) فضاي شخصي ج)فضاي عمومي.در فرهنگهاي داراي بافت قوي فواصل مكاني در هنگام تعامل بسيار كم بوده و مردم نزديك يكديگر فعاليت مي نمايند.در صورتيكه در فرهنگهاي ضعيف مردم داراي فضاي كاري جداگانه هستند و از ايجاد مزاحمت ناراحت مي شوند .
      ب ) تغيير و تحول محيط :
      تغيير و تحول محيطي از جمله اساسي ترين پارامترهائي است كه منشاء بسياري از امور شناخته شده و در مباحث جامعه شناسي و مديريت بدان پرداخته مي شود.همانطور كه در سطور قبل نيز اشاره شد تغيير و تحول محيطي و سرعت تحقق آن از جمله ويژگيهاي عصرهاي صنعتي و فراصنعتي در نظريه الوين تافلر و ساير انديشمندان فرهنگي بوده و روند آن بدقت بررسي مي شود.در عصر كشاورزي ، روستاها بعلت عدم برخورداري از راههاي مواصلاتي و وسايل ارتباط جمعي پيشرفته ، تغيير و تحولي را تجربه نمي كردند.ليكن اكنون ( عصر صنعتي ) سرعت تغيير و تحول بسيار بالا بوده و انعطاف پذيري خاصي را در مواجه با پديده هاي نوظهور طلب مي كند.در حقيقت در عصر كشاورزي ثبات نسبي محيط اصل و تغييرات ناگهاني و شديد محيط يك استثناء بود.ولي در عصر صنعتي و فراصنعتي تغيير ، دگرگوني و حتي تلاطم اصل و ثبات محيطي يك استثناء است.
      ج ) توجه به پيشرفت علم و دانش :
      در عصر كشاورزي تمام اطلاعات مرتبط به يك فعاليت خاص در بطن آن نهفته و بصورت خاصي ( تجربه ناشي از نظام آموزش استاد – شاگردي ) سينه به سينه منتقل مي شدند.امروز مبناي علم تجربه قلمداد شده و پيشرفتهاي صورت گرفته در زمينه رشد و گسترش آن منجر به چندين برابر شدن حجم داشته هاي بشري شده است.در سازمانهاي مدرن امروزي برخورداري از آخرين دانسته هاي علمي يك مزيت بوده و يكي از عوامل مهم كسب شايستگي در ارتقاء سازماني است.
      د ) سيستم مديريت :
      سبك مديريت عصر كشاورزي عامرانه بوده و مانع هرگونه آزادي عمل زيردستان بود.امروزه سبك مديريت مشاركتي و تفويضي است كه خود باعث رشد و شكوفائي نوآوري و خلاقيت و از آن مهمتر بهره وري است.امروزه در كشورهاي صنعتي از جديدترين نظريات و تحقيقات انجام شده در مورد تيمهاي كاري در اجراي پروژه هاي پيچيده و سنگين استفاده شده و عنصر حياتي آن را انسجام ، همكاري و هماهنگي مي دانند. از جمله تفاوتهاي ديگر در چارچوب فرهنگ قوي و ضعيف فوق الذكر بحث پذيرش مسئوليت اشتباههاي سازماني است.در محيطهاي داراي فرهنگ قوي مسئوليت اشتباه سازمان توسط بالاترين مقام پذيرفته مي شود.ولي در محيطهاي داراي فرهنگ ضعيف اشتباههاي سازماني به پايين ترين رده سازمان تحميل مي گردد.
      هـ ) خلاقيت و نوآوري :
      امروزه احترام به خلاقيت و نوآوري و نظامند كردن شكل گيري آن در فرهنگ صنعتي يك امر بديهي است.از حدود دويست سال پيش ادارات ثبت مالكيتهاي معنوي در كشورهاي صنعتي هر اختراع و اكتشافي را ثبت كرده و موازين حقوقي قوي براي حمايت از آن طراحي شده است.در شركتها و سازمانها فرايند خلاقيت و نوآوري بدقت بررسي شده و راهكارهاي علمي توسعه و شكل گيري آن شناخته و عرضه شده است.در مقابل در كشورهاي داراي فرهنگ كشاورزي نه تنها به نوآوري توجه نمي شود ، اختراعات صورت گرفته در ساير نقاط جهان بدون دريافت حق استفاده مورد بهره برداري قرار گرفته و هيچ حد و مرزي ندارد.
5 4 3 2 1


صفحه اول | درباره سايت | نمودار سازماني | اخبار | قوانین و مقررات | شركت ها و سازمان هاي وابسته | صادرات | دريافت فرم | سؤالات متداول
نمايشگاهها و سمينارها | طرح هاي پژوهشي | تازه هاي نشر | نقشه سايت | تماس
Copyright © 2002 www.mim.gov.ir. All Right reserved.
 Email :mimwebmaster@mim.gov.ir