فرهنگ صنعتي و شايسته سالاري
حميد قدردانكارشناس بازرگاني ، سازمان حمل و نقل و پايانه هاي كشور
h_ghadr@yahoo.com
چكيده
شكل گيري و نهادينه شدن فرهنگ صنعتي داراي مقتضياتي است كه با بررسي تاريخي – اجتماعي قابل درك بوده و مويد تاثير عمده مكتب كلاسيك مديريت بر روند شكل گيري آن است. اين مكتب متاثر از شرايطي چون ورود قدرت بخار به عرصه صنعت و... يكي از محكمترين گامهاي برداشته شده در ايجاد فرهنگ صنعتي و تحقق شايسته سالاري است. امروز اصول ، مفروضات و موازين ملحوظ در آن با تعديل نظرات ارائه شده اوليه و بعلت داشتن منطقي صحيح همچنان باقي است . بررسي مفاهيمي چون زمان و ... در دو فرهنگ صنعتي و كشاورزي و تطبيق آن با شرايط ، علاوه بر تاييد تفاوتهاي ذاتي ،از جمله مباحث روشنگر جايگاه فرهنگ صنعتي بعنوان پشتوانه توسعه جوامع صنعتي است. نظريات انديشمندان مديريت علمي ابزاري ارزشمند جهت ارتقاء سطح بهره وري است.
عدم شايسته سالاري در نظام اجتماعي ايران معلول عواملي است كه در بعد فرهنگي عمدتا"تحت تاثير عدم الگوبرداري صحيح ، وجود تعصبات فكري ، عقيدتي و قومي نادرست و عدم توجه به منافع ملي در انتصابات ، تخصيص نادرست منابع و منافع و عدم برنامه ريزي براي شناخت تنگناها و تصحيح آنها است . عدم تكيه بر علم و تجربه در انجام امور و نفوذ الگوهاي ذهني سنتي به همراه تكنولوژي وارداتي ستاده اي چون ناشايسته سالاري را در بر دارد.
مقدمه
فرهنگ بعلت داشتن گستره مفهومي وسيع و ناملموس همواره منبع سوء تعبير و اختلاف بوده است. فردريك نيچه در عبارتي مي گويد: "من فقط به فرهنگ فرانسه اعتقاد دارم و هر چيز ديگري را كه در اروپا فرهنگ ناميده مي شود يك سوء تعبير مي دانم . من حتي فرهنگ آلمان را نيز قبول ندارم ". ادگار شاين فرهنگ را الگويي از مفروضات اساسي تعريف مي كند و مردم شناسان و جامعه شناسان معتقدند كه فرهنگ شيوه اي از زندگي است كه توسط گروهي از مردم ايجاد و از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود . فرهنگ شامل سنتها ، عادات ، باورها ، مذهب ، هنر و زبان است كه در قالب ادبيات و اشكال ديگر منتقل مي گردد. از آنجائيكه فرهنگ بر ادراكات ، احساسات و رفتارهاي ما تاثير دارد داراي اهميت خاصي است و از طريق نهادهاي اجتماعي همچون خانواده ، آموزش و پرورش ، مذهب ، دولت و كسب و كار در طول زمان ابداع ، كشف و يا بتدريج شكل مي گيرد. از عبارات فوق پيداست كه هر كشور يا قومي با توجه به پيشينه تاريخي و نحوه زندگي خود داراي ابعاد فرهنگي خاصي است كه از ديگر فرهنگها قابل تمايز است . براي ورود به مقوله فرهنگ صنعتي و يا حتي قبل از ورود به مباحث جديد فرهنگي همچون يكسان سازي فرهنگي با توجه به پديده دهكده جهاني مي بايست سبقه آن را در مباحث ريشه اي تر كنكاش كرد . زيرا بر اساس تعاريف فوق فرهنگ در طول زمان شكل مي گيرد. در اين مسير با تعيين و بحث در مورد تفاوتهاي فرهنگي و يا حتي عناصر فرهنگي است كه مي توان اين مفهوم پرمناقشه را به خوبي شناخت . اصولا" فرهنگ تمام اجزاي زيستي مردم را شامل شده و در بردارنده عناصر ذيل است :1- فرهنگ مادي ( تكنولوژي – اقتصاد ) 2- نهادهاي اجتماعي 3- جهان بيني 4- زيباشناسي 5- هنر 6- زبان . بعلاوه فرهنگ در سازمان داراي نقشهاي متفاوتي بوده و به همين دليل مورد توجه خاص مي باشد. اين نقشها عبارتند از: نخست تعيين كننده مرز سازماني است ، دوم نوعي احساس هويت در اعضاء ايجاد مي كند ، سوم باعث ايجاد نوعي تعهد نسبت به چيزي در بين افراد است كه آن چيز بسي بيش از منافع شخصي فرد است ، چهارم فرهنگ موجب ثبات و پايداري سيستم اجتماعي است و نهايتا" بعنوان عاملي كنترلي موجب شكل دادن نگرشها و رفتار كاركنان است . تجزيه و تحليل هر يك از موارد فوق در حيطه فعاليت مردم شناسي و يا جامعه شناسي و نهايتا" رفتار سازماني بوده و در حوصله اين بحث نيست. در ادامه ابتدا سعي در ريشه يابي شايسته سالاري در فرهنگ صنعتي داشته و سپس با بيان تفاوتهاي فرهنگي جوامع و تفاوت برخي مفاهيم در فرهنگ صنعتي و كشاورزي ، وضعيت شايسته سالاري را در نظام اجتماعي ايران مورد توجه قرار مي دهيم.