فرهنگ صنعتي لازمه صنعتي شدن
12ـ تشكلگرايي و جامعه مدني
از سالهاي قبل از عصر صنعتي، اتحاديههاي بازرگاني و اتاقهاي بازرگاني به صورت محدود و از حكومت ونيز شروع شده بود ولي حرفههاي محدود، كشش زيادي براي گسترش اتحاديهها ايجاد نميكرد. عصر صنعتي در آغاز با رقابت شديدي همراه بود رقابتي كه سبب ميشد كارخانههاي يكديگر را به آتش كشند. با گسترش بازار مصرف و نياز به توليد بيشتر اولين بار اتحاديه توليدكنندگان پارچه در انگلستان آغاز به كار كرد و رقابتها همراه با يك نوع درك متقابل، تبديل به هماهنگيهايي شد كه بايد با دولتها همكاري شود و مستعمرههاي بيشتري تأمين گردد، خطوط كشتيراني با سلامت بيشتري كالاها را به بازار مصرف ميرساندند و مواد اوليه ارزانتري را وارد ميكردند. به تدريج كارگران با شناخت حقوق خود در تعاونيها و سپس در اتحاديههاي كارگري به قدرت جمعي خود پي بردند. احزاب به وجود آمدند و مردم براي حفظ حقوق اجتماعي خود در كلوپها در انجمنهاي ادبي و براي انجام امور مذهبي و خيريه دستجات مختلفي را تشكيل دادند. تشكلهاي مردمي به نهادهاي مدني براي پيشبرد اهداف فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي تبديل شدند. هرگونه دخالت دولت در اين نهادها مضموم شناخته ميشد و آنها نيز پايبند حفظ قوانين اجتماعي بودند و شرايط يك تحول فرهنگي را در جامعه فراهم ميساختند.
از آنجا كه پرداختن به مطالب ديگري كه فرهنگ صنعتي را پايهگذاري كرده است نتيجهگيري را مواجه با مشكل مينمايد به برخي از مسايل عمده به صورت مختصر اشاره ميشود.
ـ يكي از چنين مسايلي كه در اين دوران رخ ميدهد ايجاد تمركز است. با وجودي كه همواره شعارهاي عدم تمركز از سياستمداران شنيده ميشد جامعه به شدت به سوي تمركزگرايي روي آورد. در جوامع سنتي با وجود يك حاكم مقتدر، شاه يا امير در رأس قدرت يك نوع عدم تمركز قدرت ايجاد شده بود كه فئودالها، خانها و مراكز ديني گرداننده آن بودند. در دوران صنعتي اين عدم تمركز به قدرت مركزي تبديل شد كه ايجاد نمادي به عنوان بانك مركزي بهترين نمونه اين تمركزگرايي است. وحدت فرماندهي در كارخانهها سبب شد تا انواع تازه تشكيلات سازماني به وجود آيد. اين نوع برخورد و اثرگذاري در ديگر شئون از جمله تمركز خبررساني مانند پست، راديو و روزنامه سبب شد كه نظام پوشش اطلاعات نيز به صورت متمركز درآيد و اين تمركزگرايي و اقتدار تصميمگيري اثرات فرهنگي خود را به جا گذارد و جامعه را با دوران گذشته كاملاً متفاوت كند.
ـ مسأله تأثيرگذار ديگر نوع برخورد با دين بود، با وجودي كه عدهاي سعي ميكردند بيديني را ترويج كنند هيچ گاه نتوانستند مردم را از دين جدا سازند. اخلاق ديني بيشتر از اجراي مراسم ديني رواج ميافت. مردم از اين پس به صورت خارقالعادهاي خود را از خرافات ديني جدا ميكردند به طوري كه توماس لين كه به عنوان يكي از دين ستيزان معروف در اين دوران است ميگويد:
” مبادا در اين به هم ريختگي كلي ناشي از خرافات برخاسته از نظامهاي تصنعي حكومت و الهيات ساختگي غيرواقعي، از اخلاق غافل بمانيم و از ياد بشريت و از آن الهياتي كه واقعيت دارد فارغ شويم. من به يك خدا معتقدم و نه بيشتر“ او ميگويد من نه براي آن كه مذهب را ويران سازم مينويسم بلكه به خاطر آن كه مبادا تباهي صور غيرعقلايي آن موجب تنزل نظام اجتماعي شود مبارزه ميكنم.
به اين ترتيب نظامهاي اجتماعي ضمن احترامگذاري به عقايد ديني، اخلاقيات ديني را وارد نظام اجتماعي ميسازد. ديگر مردم گرفتار كه روزي 10 تا 14 ساعت كار ميكردند قادر نبودند همه مراسم را در كليساها به اجرا بگذارند ولي در روزهاي يكشنبه كليساها را پررونق نگاه ميداشتند. در اين دوران هر روز بيشتر كشيشان به ايمان افراد توجه مبذول ميكردند تا اجبار آنها به حضور در مراسم مذهبي. به تدريج مقامات مذهبي و مردم راههاي حفظ اعتقاد و دخالت ندادن آن در زندگي روزمره را ياد گرفتند و مذهب خود كمككنندهاي به ايجاد فرهنگ صنعتي شد.
ـ نكته مهم ديگري كه عادت گذشته و فرهنگ جامعه را با خود دگرگون كرد نظام توزيع كالا و تغيير در روشهاي خريد مردم و مصرف كالا است. مغازههاي كوچك و پراكنده به كاخهاي سر به فلككشيدهاي براي توزيع انواع كالا تبديل شد. فروشگاههاي بزرگ سعي كردند كالاي بهتر و با بستهبندي منطبق با نيازهاي مردم وارد بازار توزيع كالا كنند، روشهاي زندگي و عادتهاي مصرفي مردم دگرگون شد و مردم را به زندگي در فرايند صنعتي شدن و عادت به عادت نكردن و همواره خود را آماده تغيير نگاه داشتن كرد.
ـ در دوران صنعتي، تكنولوژي زايندگي خود را مرتباً افزايش داد و اين زايش بيدريغ در طرز نگرش مردم به علم و عادت قديم را دگرگونه كرد. در كنار اين زايش پرتوان، مديران مبتكر سياسي فضايي ايجاد كردند كه از ميان آن كارآفرينان به وجود آمدند و فضا را براي خود باز ديدند. كارآفرينان با ابتكار و ريسكپذير توانستند سرمايهها را به سوي توليد جلب كنند و واحدهاي جديد را براي توليد كالاهايي كه تا آن روز وجود نداشت برپا سازند.
ـ در اين دوران زنان نقش مؤثرتر از گذشته در تغيير فرهنگ جوامع را به عهده گرفتند. آنها كه در مزارع همراه با همسران خود مرتباً كار ميكردند اكنون بيشتر خانهنشين بودند و بايد به تيمار فرزندان و تهيه غذا و آمادهسازي زندگي روزمره مشغول ميشدند كه اين خود فرصت بيشتري به آنها ميداد تا با هوشياري زنانه زمينهساز تغييرات فرهنگي شوند.
باسواد شدن صددرصد افراد جامعه، كاهش نيازهاي خانوار به اقامت زن در خانه به علت تكنولوژيهاي جديد، وارد شدن زنان به صورت گسترده در سيستم آموزش تخصصها، صبر و استقامت بيشتر در انجام كارها توسط زنان، حقوق كمتر براي انجام كارهاي مشابه و ابراز لياقتها در انجام مسؤوليتها باعث شد تا زنان به حقوق مساوي با مردان دست يابند و چهره فرهنگي جامعه را كاملاً دگرگون سازند.
نتيجه گيري:
با شروع استفاده از بخار براي ايجاد كارخانهها و كاربرد آن در وسايل حمل و نقل تحول عميقي در روابط اجتماعي و فرهنگي جامعه ايجاد شد كه حاكم بر كليه عوامل فرهنگي ميشود كليه عواملي كه در اين مقاله به صورت اشاره بر شمرده شد به علاوه تمام مظاهر ديگر زندگي كه دگرگون گشته است فرهنگ صنعتي را شكل ميدهد كه تا سالهاي دهه آخر قرن بيستم ادامه مييابد. از اين دوران عوامل فرهنگي وارد نظام ديگري ميشود كه دوران فراصنعتي را شكل ميدهد. كشور ما كه دورانهاي سخت ديكتاتوري را تحت تفكرات مختلف گذرانده است خيزشهايي را براي دستيابي به فرهنگ صنعتي داشته است ولي از آنجا كه صنعتي شدن را با استفاده از مظاهر آن آغاز ميكند و فضايي براي پرورش علوم و دانشمندان دگرانديش و كارآفرينان مبتكر فراهم نميسازد، همواره مواجه با تضادهاي اجتماعي بوده است. از آنجا كه منابع توليد ثروت در كشور ما در دست حكومت بوده و وسيلهاي براي اعمال نظرات دولتهاي تماميتخواه بوده است، ايران نتوانسته نهادهاي لازم براي صنعتي شدن را فراهم آورد، در حالي كه موقعيت مكاني كشور جز صنعتي شدن راه ديگري براي توسعه همه جانبه ندارد. براي دستيابي به فضايي كه در آن توسعه فرهنگ صنعتي همراه با ايجاد زمينههايي جهت همآوايي با فرهنگ صنعتي كه عوامل آن در حال رشد و سببساز دگرگونيهاي عظيم فرهنگي در آيندهاند فراهم آيد نهادهاي فرهنگساز كه دانشگاهها و مراكز ديني و نهادهاي عمومي هستند نيازمند به همكاري و ارائه طرحهايي تهورآميز ميباشند تا يك جامعه منضبط با بهرهوري بالا كه بتواند توليد علم و فناوري كند به وجود آيد.