شنبه 2 آذر 1387 | English

پيوندها تماس با ما نقشه سايت درباره سايت صفحه اول
صفحه اول > مقالات > مقالات صنعتی
صفحه اول > مقالات > مقالات صنعتی

3 2 1
تأثير فرهنگ بر تحولات تكنولوژيكي
مصطفي تقوي
کارشناس شبکه تحليلگران تکنولوژي ايران
taqavi@itanetwork.org

چكيده
در اين نوشته سعي بر آن بوده تا وجوهي از تأثير فرهنگ بر تحولات تكنولوژيكي نشان داده شود. گفتههايي از صاحبنظران توسعه و تكنولوژي كه در اين نوشته جمع آمده، آدمي را سخت در انديشه فرو ميبرد كه آيا دركشورمان به اندازه كفايت به فرهنگ تكنولوژي، چه در حوزه نظر و چه در حوزه عمل، عنايت شده است؟

مقدمه
اصطلاح فرهنگ تكنولوژي، در متون گوناگون منسوب به تكنولوژي، دو معناي مختلف را ميرساند كه تمييز بين آنها موجب وضوح منظور شده و از خلطهاي بزرگي جلوگيري ميكند:
    1- فرهنگ تكنولوژي به معناي فرهنگي كه لازمه توسعه تكنولوژي است.
    2- فرهنگ تكنولوژي به معناي فرهنگي كه تكنولوژي به جامعه تحميل ميكند.

در اولي اين فرهنگ است كه مقدمه ظهور و توسعه تكنولوژي است و در دومي اين تكنولوژي است كه مقدمه ظهور فرهنگي ويژه است. بايد توجه داشت كه فرهنگ زاينده تكنولوژي لزوماً همان فرهنگ زاييده تكنولوژي نيست. فرهنگ تكنولوژي در معناي اول مورد توجه دانش مديريت تكنولوژي است و در معناي دوم مورد توجه فلاسفه و جامعهشناسان.
در اين متن، فرهنگ تكنولوژي در معناي اول مورد توجه قرار گرفته؛ معنايي كه مورد توجه مديران تكنولوژي است. مديران تكنولوژي متوجه شدهاند كه فرهنگ، يك عامل پنهان و يك تمهيد نامنجسم براي توسعه تكنولوژي است. بنابراين توسعه تكنولوژي متوقف بر توسعه فرهنگي است.[1] تمام مطلبي كه پيش رو داريد همين معنا را ميخواهد القا كند. ميخواهد بگويد: اين تكنولوژي مانند آن شير علم، فرهنگ ميجنباند آن را دم به دم.[2]

چند مثال و نقل قول از تأثير فرهنگ بر تحولات تکنولوژيکي
    1. چرا آمريكا جاي آلمان را گرفت؟
    لستر تارو، استاد دانشگاه mit و مشاور اقتصادي كلينتون رئيسجمهور وقت آمريكا، مينويسد: "آمريكا بعد از جنگ جهاني دوم بود كه جاي آلمان را گرفت و به رهبري فناوري جهان رسيد. در نيمه اول قرن بيستم، كساني كه در صدد فراگيري آخرين دستاوردهاي علمي بودند به آلمان ميرفتند. در جريان جنگ جهاني دوم ، آلمان تنها دشمني بود كه فناوري موشكهاي دوربرد را به كار گرفت. آلمان مدل موتورهاي جت را ساخته بود و فوريتي كه براي پروژه مانهاتان (پروژه سري آمريكا براي ساخت بمب اتمي در گيرودار جنگ جهاني دوم بود.) قائل شده بودند از ترس اين بود كه آلمان زودتر از ديگران به سلاح اتمي دست يابد. سرانجام سياستهاي نژادي آلمان بود كه پيشگامي علمي و مهندسي را از دست او گرفت، نه ويراني ناشي از شكست در جنگ. آسيب فيزيكي ترميمپذير است. آسيب انساني است كه ترميمبردار نيست. آمريكا اينشتينها، فرميها و اعقاب فكري آنها را در آغوش گرفت. آن گاه مقام رهبري و پيشگامي علمي و فني جهان را بدست آورد."[3]
    با تأمل در سخن تارو درمييابيم كه يك ويژگي فرهنگي باعث شد تا آلمان رهبري فناوري جهان را از دست بدهد.

    2. تارو از اهميت تاريخ ميگويد!
    " انسان تنها موجود زندهاي است كه گذشته، حال و آيندهاي دارد. شايد تصادفي نباشد كه فروكشكردن علاقه امروزي ما به تاريخ با كاهش علاقه به آينده همزمان شده است، (ثبت نام در درس تاريخ دانشكدهها از 1990 تا 1998، 25 درصد كاهش يافته است. در همين دوره نرخهاي سرمايهگذاري ما نيز پائين آمده است.) اگر مردمي ندانند كه از كجا آمدهاند ، به آساني نخواهند فهميد كه به كجا بايد بروند. كساني كه گذشته را در ياد و نقشه آينده را در دست ندارند گروهي سرگردان رهگمكرده در بيابانند. مردمي كه مبدأ و مقصد سفر خود را ندانند نميتوانند ابزارهاي لازم براي كاميابي در سفر را بسازند". [4]

    3. ديدگاه ژيرار در مورد شرايط اصلي توسعه:
    " توسعه فرهنگي به تعبير ما، تنها با توسعه اقتصادي مرتبط نيست، بلكه شرط اصلي محسوب ميشود كه بدون آن جامعه نميتواند خود را با پيشرفت تكنولوژي سازگار كند. براي آنكه مردم بتوانند دنياي جديد را درك كنند و به آن شكل دهند، قدرت بيان احساسهاي خود را داشته باشند و با استفاده از زبان عصر خود با يكديگر ارتباط برقرار كنند لازم است كه آموزش مستمر وجود داشته باشد و اين شرط اصلي توسعه است." [5]
    4. در مقدمه ابن خلدون چه آمده است؟
    " اشكال كار در اين است كه اهل ايرانزمين ميپندارند پيدايش صنعت موجب تحولات غرب شده است. اين تفكر سادهلوحانه اگر همينطور به صورت خام جايگزين شود، كه شده است، نتايج مخربي براي ما به وجود ميآورد كه آورده است. و نتيجه آن مي شود كه هميشه از صنعتيشدن باز ميمانيم، كه ماندهايم. در واقع پيدايش صنعت، خود بعدي از ابعاد تحول روابط متقابل اجتماعي- اقتصادي- فرهنگي غرب است. علل اجتماعي به معناي وسيع كلمه موجب پيدايش ماشين و ابزار شده است كه ماشين و ابزار نيز به نوبه خود موجب تحولاتي در زندگي اجتماعي اين جوامع گرديده است. چنانچه آن قالبهاي اجتماعي كه براي ايجاد صنعت لازم است پيدا نشود، صنعت قادر نخواهد بود به حيات خود ادامه دهد، هرچند صنعت را فقط ماشين و كارخانه تصور كنيم و آن را وارد كنيم. نمونه اين موضوع به كرات در ايران اتفاق افتاده است." [6]

3 2 1


صفحه اول | درباره سايت | نمودار سازماني | اخبار | قوانین و مقررات | شركت ها و سازمان هاي وابسته | صادرات | دريافت فرم | سؤالات متداول
نمايشگاهها و سمينارها | طرح هاي پژوهشي | تازه هاي نشر | نقشه سايت | تماس
Copyright © 2002 www.mim.gov.ir. All Right reserved.
 Email :mimwebmaster@mim.gov.ir