شنبه 2 آذر 1387 | English

پيوندها تماس با ما نقشه سايت درباره سايت صفحه اول
صفحه اول > مقالات > مقالات صنعتی
صفحه اول > مقالات > مقالات صنعتی

فرهنگ صنعتي و جهاني شدن
ايوب صادقياني ، دانشجوي كارشناسي مهندسي صنايع دانشگاه صنعتي اميركبير (پرديس تفرش)
ayoob_sorkhi@yahoo.com
چكيده
اين مقاله قصد دارد مقولهي جهاني شدن را از منظر صنعت و توسعهي فرهنگ صنعتي بررسي كند. مقالهي حاضر با مقدمهاي بر جهاني شدن شروع ميشود. سپس با يك ديدگاه سيستماتيك تأثير واحدهاي صنعتي (زيرسيستمها) بر توسعهي فرهنگ صنعتي (سيستم) بررسي ميشود. آنگاه با استفاده از يك الگوي موفق براساس نظريههاي دكتر دمينگ و توسعهي صنعت ژاپن، پارامترهاي مؤثر در توسعهي فرهنگ صنعتي را با ذكر نمونهاي از بخش توليد ايران بررسي ميكنيم. پس از آن مشكلات موجود بر سر راه الگوپذيري را بررسي ميكنيم. و در نهايت با ارائهي دورنمايي از آيندهي جهان و جايگاه ايران در مسير جهاني شدن، با توجه به لزوم توسعهي فرهنگ صنعتي و بررسي امكان جهاني شدن از ديدگاه فلسفه، سنت و فرهنگ مقاله را جمعبندي ميكنيم.

مقدمه انسان از آغاز آفرينش همواره در پي فراهم آوردن شرايطي بوده است كه راحتتر زندگي كند. برقرار كردن رابطه و تبادل اطلاعات با روشهاي بسيار سنتي، مثل ايما و اشاره، دود و آتش و غيره اولين جرقههاي بهبود زندگي بشر بوده است. آنچه كه به عنوان بهبود از آن نام ميبريم، چيزي است كه تقريباً براي عامة بشر آسايش فراهم ميكند. بشر در راه دور و دراز توسعه، همواره با مشكلاتي مواجه بوده است؛ از جمله اين مشكلات ميتوان به اختلاف عقايد انسانها، تفاوت در آداب و رسوم قبال مختلف و غيره اشاره كرد كه منجر به بروز اختلافات و گاه جنگهاي خونين ميشده است. همزمان با توسعة ارتباطات و ايجاد روشهاي نوين اطلاعرساني، روشهاي نوين جنگ نيز به وجود آمده. اگر بگوييم بشر بيش از اينكه نيروي خود را صرف بهبود زندگي كند، آنها را صرف توسعه ابزارهاي دفاع يا حمله به مخالفان خود نموده است، سخن گزافي نگفتهايم. گرچه هدف توسعة تكنولوژي، بايستي خدمت به بشر باشد، متأسفانه بيشتر اوقات از اين هدف فاصله ميگيريم. اگر كمي دقت كنيم، متوجه ميشويم كشورهايي كه به اصطلاح بيشتر توسعه مييابند، بيشتر از هدف اصلي توسعه فاصله ميگيرند. كشورگشاييهاي اخير و جنگ با پيشرفتهترين تكنولوژيها و همچنين سرمايهگذاريهاي كشورهاي پيشرفته براي جنگهاي نوين اينترنتي، شاهدي بر اين مدعاست. گرچه جهاني شدن در سالهاي اخير بيشتر مطرح شده است، ولي در حقيقت پروسة جهاني شدن از همان آغاز آفرينش بشر شروع شده. تنها تفاوتي كه بين انسان كنوني و انسان اوليه وجود دارد، برتري صنعت در عصر حاضر است. ولي در رسيدن به هدف اصلي بشر، پيشرفت چشمگيري حاصل نشده. در گذشته، انسانها با تير و كمان به جنگ عقايد هم ميرفتند و در عصر حاضر با امواج ماهوارهاي و سيستمهاي هوشمند به جنگ عقايد هم ميروند. بنابراين اگر بخواهيم جهاني شويم، بايستي عقايد ما جهاني شود. گرچه كشور ما نسبت به كشورهاي پيشرفته از نظر تكنولوژي عقب است، ولي اين عقب بودن يك فايده دارد و آن اين است كه ما راحتتر ميتوانيم داراي عقيدهاي جهاني شويم.

تأثير واحدهاي صنعتي بر توسعة فرهنگ صنعتي
گرچه جدا كردن صنعت از ساير بخشها كار اشتباهي است، ولي براي تجزيه و تحليل راحتتر فرض ميكنيم ساير بخشها به نقطة ايدهآل رسيدهاند و همة شرايط براي توسعة صنعت و فرهنگ صنعتي آماده است. طبيعت هر سيستم به گونهاي است كه تقابل زيرسيستمها به بينظمي و در نهايت مرگ سيستم منجر ميشود. همچنين سطح سلامت زيرسيستمها بايد يكنواخت باشد، طوري كه ناقص بودن جزئي از سيستم به معناي ناقص بودن كل سيستم است. در حالي كه حتي در كشورهاي پيشرفته همة صنايع همگام و همزمان پيش نميروند، هدفي كه بايستي مد نظر ما باشد، توسعة يكنواخت همة صنايع است. توسعهاي كه يك محيط برد-برد براي همه فراهم كند. از آنجا كه صنايع مختلف داراي رابطة نزديكي با هم هستند، جهت توسعة صنعت بايستي رقيبان مختلف در يك صنعت و همچنين ساير صنايع توسعه يابند.
براي بررسي راحتتر موضوع، الگوي موفق توسعة صنعت ژاپن را مدنظر قرار ميدهيم و آنچه كه در آنجا جهت شروع توسعة فرهنگ صنعتي مورد توجه قرار گرفت را بررسي ميكنيم. ابتدا اصولي كه به آموزههاي چهاردهگانه دمينگ معروف است را ليست ميكنيم، آنگاه يكي از واحدهاي صنعتي قطعهساز خودرو كه براي شركتهاي بزرگ خودروسازي نظير ايرانخودرو، سايپا و غيره قطعه ميسازد را مورد بررسي قرار ميدهيم.
هنگامي كه در سال 1950، ادواردز دمينگ اصول و شيوههاي مديريت خود را جهت بهبود كيفيت به مديران و مهندسان ژاپني آموزش ميداد كمتر كسي باورش ميشد كه اين اصول به نتيجة مثبت منجر شود. ادوادرز دمينگ در آن سالها معتقد بود كه مديريت به شيوة آمريكايي به شكست منجر ميشود. پس از چند سال سخنان دكتر دمينگ به عينيت رسيد. صنايع ژاپن خيلي سريع توسعه يافت و سهم عمدة بازارهاي جهاني حتي بازارهاي رقيب بزرگ خود، آمريكا، را نصيب خود كرد. آنچه كه دمينگ به مديران ژاپني آموخت بيشتر يك فرهنگ بود؛ فرهنگي ساده و عاري از اصول پيچيدة علمي. مشكل عمدة دمينگ در آن دوران مبارزه با تفكرات سنتي مديريت بر پاية اهداف (mbo) بود. و حسن عمدة كارهاي او، اثربخشي در درازمدت و فراهم آوردن محيطي صميمي براي توسعه بود.


صفحه اول | درباره سايت | نمودار سازماني | اخبار | قوانین و مقررات | شركت ها و سازمان هاي وابسته | صادرات | دريافت فرم | سؤالات متداول
نمايشگاهها و سمينارها | طرح هاي پژوهشي | تازه هاي نشر | نقشه سايت | تماس
Copyright © 2002 www.mim.gov.ir. All Right reserved.
 Email :mimwebmaster@mim.gov.ir