5) به جای اصل انگاشتن برونگرایی
محض و قبول مجموعه سیاستهای رشد صادرات بنیان به رشد متکی بر افزایش تقاضای
داخلی و جلب تقاضای خارجی (صادرات) رو کنیم . رشد صادرات ، محتاج عضویت در
WTO نیست.
با استفاده از داده های 178 کشور در فاصله 1999_ 1948 نشان داده شده است که
رشد تجارت هیچ رابطه معناداری با عضوویت درگات یاسازمان تجارت جهانی نداشته
است (2003،Rose).هنوز بسیاری از ظرفیتهای صادرات ما بلا استفاده رها شده است
. به عنوان نمونه ظرفیت صادراتی ما به کره جنوبی ، حتی در چارچوب مناسبات فعلی
، از 7/4 برابر در کالاهای خام غیر خوراکی تا 20 برابر ، در کالاهای خوراکی
و حیوانات زنده و کالاهای صنعتی بیشتر از وضع موجود است (فتحی ، 1381) . همچنین
تحقیقات نشان می دهد که با تقویت منطقه گرایی ، حتی در چارچوب پیمان های موجود
، حجم تجارت ما 145 درصد قابل افزایش است و در همگرایی های جدید و ممکن ، دستیابی
به توانایی های بالاتر نیز ممکن است . علاوه بر آنکه این تلاش ، ما را برای
قبول رقابت های سخت تر در تعامل با کل جهان مهیا می سازد (آذربایجان و دیگران
، 1381). بدیهی است که این توفیق بدون یک دیپلماسی آگاه ، پر تحرک دارای دانش
اقتصاد سیاسی مستظهر به راهبردهای سیاسی اقتصادی کشور مقدور نیست . سفیران
کره جنوبی ، جز در چند کشورمعدود خاص ، تماماٌ از عناصر اقتصادی وارد به دیپلماسی
خارجی برگزیده شده اند .
6) دقت در گذشته و حال کشورهای جهان ، به ویژه مواردی که توفیق نسبی بیشتری
داشته اند ، به ما می آموزد که به هیچ وجه نباید دست از سیاستهای حمایتگرانه
بشوییم ، البته محتاج رویکرد جدیدی هستیم که به تعامل فعال با بخش خصوصی برای
زمان دار کردن سیاست های حمایتی و اعمال قاطع توافقات به شرط انجام تعهدات
دولت در قبال مردم ، متکی باشد . مطالعاتی که درباره راهبرد تجاری _ صنعتی
ایران انجام شده و حتی از ورود به رقابت بین المللی در آن دفاع می شود ، حمایت
مشروط و گزینشی را ضروری می داند (زنوز ، 1379). بانک جهانی در گزارشی به تاریخ
30 آوریل2003 (10 اردیبهشت 1382) نرخ بیکاری رادر ایران16 درصد اعلام کرده
است (2003، World Bank). هشدار مدافعان ادغام در اقتصاد جهانی رادرباره خطر
تشدید بیکاری در کوتاه مدت به یاد داشته باشیم (بهکیش 1380 ، درخشان و دیگران
، 1382) . در تحقیقات جدید نیز آشکار شده است که بیشترین اشتغال زایی به صنعت
نساجی ، پوشاک و جرم ، سپس کشاورزی و صنایع غذایی مربوط می شود . (بانویی و
محمودی ، 1380 ). اینها نمونه های روشن فعالیت هایی است که به حمایت نیاز دارند
، نه رها شدن در مصاف نابرابر با جهان سلطه گر . این رویکرد طبق مقررات WTO
هیچ تعارضی با تلاش ما برای عضویت در آن ندارد . حتی پس از عضویت نیز برای
سال ها می توان با چانه زنی حمایت را ادامه داد .
7) در امر سرمایه گذاری که لازمه رشد تولید ، صادرات و اشتغال است حذف موانع
عینی سرمایه گذاری (صرف نظر از منبع تامین مالی آن) اصل تلقی شود ، رها کردن
بازار سرمایه گذار هم وطن و سر آخر بیگانگان آن هم بشرط اشتراک منافع . لازمه
رشد ، رها کردن بازار سرمایه و بازار مالی نیست . جمع بندی آخرین تحقیقات حتی
در صندوق بین المللی پول این است که ای بسا کشورهایی که بدون گشودن همه جانبه
حساب های سرمایه خویش ، به نرخ های رشد بالا دست یافتند و برعکس ، کشورهایی
با ادغام کامل در اقتصاد جهانی ، به نرخ های بالا دست نیافتند (2003 Wei).
به ویژه درباره خطرات ورود و خروج سرمایه های کوتاه مدت تقریباٌ اجماع وجود
دارد .
8) رشد پایدار در چارچوب نهادی تشدید کننده فساد رخ نمی دهد (2003 Fgeldstad&Tungodden).
رشد و پیشرفت عادلانه و اخلاقی و پایدار برای نسل جوان فعلی و نسل های آینده
، بدون بخش عمومی عاری از فساد ، امتیاز طلبی و رانت خواری ممکن نیست . علاوه
بر سلامت که شرط لازم توفیق است ، حکومت برای دستیابی به آن اهداف لازم توفیق
است ، حکومت برای دستیابی به آن اهداف محتاج علم و قاطعیت است . به ویژه در
عصر جهانی شدن ، که داخل ، از تاثیر تکانه های خارج مصون نیست ، آگاهی و اشراف
علمی به آنچه در بیرون می گذرد ، ضرورت دارد (درخشان و دیگران ، 1382 ). کارها
باید در دستان پاک و توانا قرار گیرد ، تا خداوند کریم اهداف برشمرده شده را
باری ملت شریف ایران رقم بزند .