فرهنگ و استراتژي
سيدمحمد اعرابي، مدرس دانشگاه علامه طباطبايي و دكتري رشته مديريت بازرگاني مقاله ، فرهنگ و استراتژي را در روز نخست همايش «فرهنگ و صنعت» ارائه كرد .
در اين مقاله آمده است:
مقدمه:
رابطه و پيوند نزديك ميان فرهنگ و استراتژي در اين جمله نهفته است:
مسايل مشتركي در سازمان ها وجود دارند كه ما، آنها را فرهنگ مي ناميم و برخي ديگر را استراتژي فرهنگ مجموعه اي از راه حلها براي مشكلات ناشي از تطابق بيروني و انسجام دروني است.
همين تعريف را مي توان براي استراتژي نيز به كار بست. هنگام تدوين استراتژي، سازمان نيازمند بررسي محيط بيروني و بررسي دروني است، تصميم هاي استراتژيك در دستيابي به سازگاري با محيط و انسجام دروني موثرند.
ديدگاهها و ريشه هاي فرهنگ استراتژي
ادبيات مديريت استراتژيك مانند:
ـ نقاط قوت / ضعف / فرصت / تهديد swot
ـ ماتريس b.c.g (سگ / گاو شيرده / ستاره / علامت سوال)
ـ پنج نيروي رقابتي مايكل پورتر (رقباي بالقوه / رقباي بالفعل / عرضه كنندگان / مشتري / كالاهاي جايگزين)
ـ عوامل كليدي موفقيت (ksfs) عوامل حياتي موفقيت (csfs)
- شايستگيهاي اساسي
ـ ...
واژه هاي تخصصي و مدل هاي مختلفي هستند كه در برنامه ريزي استراتژيك استفاده مي شوند و همگي نمايانگر آن دسته از مصنوعات فرهنگي اند كه باورها و ارزشهاي مبتني بر ديدگاه هاي مختلفي را تاييد مي كنند. اين ديدگاه را مي توان روي يك طيف ملاحظه نمود.