جلوه هاي هنر ايران در صنعت ايران
وي افزود: مشخصه ديگر سبك باوهاوس، غيرشخصي بودن و غيرملي بودن آن است كه بعد از انتقال به ايالت متحده و تاسيس موسسه طراحي شيكاگو به وسيله موهوي نادي، نقاش و طراح مجار، به مدت چند دهه به گفتماني مسلط در معماري مدرن و طراحي صنعتي در سراسر جهان تبديل گرديد. مكتب باوهاوس با وجود چالشهاي مهمي كه از سوي هنرمندان و فيلسوفان و جامعه شناسان پست مدرن در برابرش مطرح شده همچنان نفوذ جهاني خود را حفظ كرده است. البته تغييرات و تحولات مهمي كه در طراحي رايانه اي در دهه هاي هفتاد و هشتاد به وقوع پيوست و فناوري كارخانه هاي صنعتي را از انعطاف و قابليت پاسخگويي بيشتر به خواستها و سليقه هاي متنوع و متفاوت مشتريان بهرهمند گرداند، طراحي و توليد محصولات صنعتي را تا حد زيادي تحت تاثير قرار داد و موجب گرديد كه بسياري از كارخانه ها به جاي انبوه سازي و نگهداري محصولات تمام شده در انبارهاي وسيع، توليدات خود را مستقيما براساس سفارش و درخواست مشتري برنامه ريزي كنند. اين تحولات بر اهميت كار طراحان صنعتي افزود و موقعيت آنها را در كشورهاي مختلف صنعتي به عنوان افراد حرفه اي و اهل تخصص تحكيم كرد. شوراي بين المللي انجمنهاي طراحي صنعتي كه در سال 1957 در لندن تاسيس گرديد هم اكنون داراي 152 عضو در بيش از 53 كشور جهان است. اعضاي اين شورا از سازمانهاي حرفهاي و صنعتي، انجمنهاي ترويجي، موسسات آموزشي و نهادهاي دولتي تشكيل مي شوند.
اين شورا مي كوشد با برگزاري همايشها، سمينارها، دوره هاي مختلف آموزشي در كشورهاي مختلف و نيز نشر كتابها، راهنماها و ادواريهاي گوناگون ارتباطهاي موثر و مفيد و تبادل تجربه و اطلاعات بين اعضاي خود به وجود آورد. طراحي صنعتي كه شايد مهمترين محل تلاقي هنر و صنعت و برترين مصداق تعامل آنها با يكديگر است بيش از آنكه يك هنر ملي و محلي باشد يك فن - هنر بين المللي است و بسياري از كارخانه هاي بزرگ همچون شيوهاي رايج، از خدمت طراحان صنعتي ساير كشورها بهره مي گيرند.
اين مترجم، همچنين اظهار كرد: در كشور ما انجمني با عنوان انجمن طراحان صنعتي ايران در سال1374 در ششمين نمايشگاه دانشجويان رشته طراحي صنعتي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، خبر آغاز به كار خود را اعلام كرد. تقويت رشته طراحي صنعتي در ايران، ايجاد رابطه موثر بين مراكز آموزشي و واحدهاي صنعتي كشور و نيز بهرهگيري از تجربه هاي جهاني از جمله هدفهاي عمده اين انجمن تعريف شده است. هنر و صنعت در كشور ما تحولاتي را پشت سر نهاده است كه مانند هر كشور ديگري ويژگيهاي خاص خود را دارد؛ ولي در يك بررسي تطبيقي مشابهت هايي با آنچه در غرب گذشته است به چشم ميخورد. هر دوي آنها تا پيش از دوران تجدد كه صنعت ماشيني از يك سو و آثار و مكاتب هنري از سوي ديگر به محيط اجتماعي و فرهنگي ايران راه مي يابند - مفهوم بالنسبه واحدي را به ذهن متبادر مي كردند. صناعت هم به مفهوم حرفه و پيشه بوده است و هم به مفهوم هنر و مهارت. در ادبيات صنعتهايي همچون تجنيس، مراعاه النظير، لف و نشر و غيره صنايع بديع يا بديعي ناميده مي شدند. قاليبافي، حريربافي، انواع دست دوزي ها و نير خاتم كاري، منبت كاري و بسياري از اشيا ساخته شده از چوب و فلز و شيشه در زمره صنايع دستي يا صنايع يدي بودند. صنعتهايي كه در آنها ظرافت به كار ميرفت مانند نقاشي، خطاطي، مجسمه سازي، رقص و ديگر رشته هاي "هنرهاي زيبا" صنايع مستظرفه يا ظريفه خوانده مي شدند. بنابراين هنر و صنعت در تقريبا كليه آلات و ادوات و اسباب به مفهوم امروزي هنر و صنعت از يكديگر قابل تفكيك نبودند. به عبارت ديگر هنر كاربردي و هنر زيبا تا حد بسيار زيادي هستي مشترك داشتند. درشكه و كالسكه، كاسه و كوزه و بشقاب و سيني، صندوق و صندوقچه، لباسها و پوششها، آينه و شمعدان و گلدان، انواع چراغها، ميز و صندلي و كرسي، كفشها و سندلها، فرش و گليم و كف پوشها، قلم و دوات وحتي آلات و ادوات جنگي همه به دست استادكاراني ساخته مي شدند كه هم هنرمند بودند و هم صنعتگر.