بهبود اساسي فرايندها با استفاده از شش سيگما (
)
3- سرآغاز شش سيگما
تولد شش سيگما در سال 1979 در موتورلا صورت گرفت. در اين زمان بود كه ارتباط
و وابستگي بين كيفيت بالاتر و هزينه هاي توسعه پايين تر در توليد محصولات،
شناخته شد و مورد توجه قرار گرفت. در زمانيكه اكثر شركتهاي آمريكايي بر اين
باور بودند كه كيفيت هزينه ايجاد مي كند، موتورلا اين واقعيت را به درستي درك
كرد كه بهبود كيفيت ، هزينه ها را كاهش خواهد داد و و تثبيت اين پارادايم ذهني،
اساس به كارگيري متدولوژي شش سيگما را قوت بخشيد.
موتورلا 5 الي 10 درصد از درآمد ساليانه خود را و در برخي شرايط 20 درصد از
درآمد فروش را صرف برطرف نمودن كيفيت پايين نمود. اين دگرگوني موجب برگرداندن
800 تا 900 ميليون دلار در هر سال، به دليل وجود فرايندهايي با كيفيت بالاتر
گرديد. بعد از 4 سال، شش سيگما 2/2 بيليون دلار براي شركت موتورلا ذخيره نمود.
پايه گذاران شش سيگما در موتورلا كاري را انجام دادند كه در اكثر شركتها غير
ممكن بود. در سال 1993 موتورلا شش سيگما را در بسياري از فرايندهاي توليدي
خود به كار گرفت و در اندك زماني، شش سيگما در كليه صنايع ديگر بسط يافت ]10
.[
آنچه كه بيش از هر چيز موجب استقبال مديران از به كارگيري اين متدلوژي شده
است، ايجاد يك انتقال الگوي ذهني در مورد افزايش كيفيت محصولات/ خدمات سازمان
مي باشد. برخلاف نظريات قبلي كه كاهش سرعت توليد و افزايش هزينه را عامل بهبود
كيفيت مي دانستند، همانطوركه در شكل شماره 4 نشان داده شده است، در نظريه جديد
بهبود كيفيت موجب افزايش سرعت توليد و كاهش هزينه هاي توليد مي گردد. بنابراين
بر اين اساس مي توان گفت كه كيفيت علت است نه اثر.
4- فوايد اجراي شش سيگما براي سازمان
سازماني كه فعاليت هاي آن روي سطح 3 سيگما انجام مي شود و منابع سازمان در
جهت نيل به شش سيگما مورد برنامه ريزي قرار مي گيرند، مي توان توقع داشت
كه هر سال يك سيگما بهبود (افزايش) حاصل شود. در راستاي رسيدن به اين افق،
تجارب ذيل كسب خواهد شد: ]6[
• 20% بهبود هزينه.
• 12 الي 18 درصد افزايش ظرفيت.
• 12 درصد كاهش تعداد كاركنان.
• 10 الي 30 درصد كاهش سرمايه گذاري.

در بطن استراتژي حل و برطرف نمودن مشكلات بر اساس متدولوژي شش سيگما ، كه
در طول 15 سال اخير توسعه يافته است، مجموعه اي از مراحلي وجود دارد كه الف)
مشخص مي كند كه محصولات تا چه اندازه خوب هستند و خدمات چقدر مناسب تحويل
مي شوند و ب) به سازمان نشان مي دهد كه چگونه فرايندهايش را بهبود دهد و
فوائد حاصله را حفظ نمايد. بهبود فرايند از طريق به كارگيري اندازه گيري
هاي رياضي براي كاهش سيستماتيك خطاها/نوساناتي كه در توليد محصول يا خدمت،
به وجود مي آيد، ايجاد مي شود.
مفهوم سيگما از اندازه گيري ايرادات، در اوايل 1980 به عنوان راهي براي توسعه
يك اندازه واحد كيفيت كه بدون توجه به پيچيدگي محصول يا تمايز بين محصولات
مختلف قابل كاربرد باشد، بيان گرديد. به طور خلاصه سطح بالاي سيگما، به معني
تعداد ايرادات كمتر در واحد محصول يا خدمت و سطح پايين سيگما نشان دهنده
تعداد ايراد بيشتر در هر واحد است. محصولاتي كه در سطح شش سيگما توليد مي
شوند به طور عيني بدون ايراد مي باشند به طوريكه طبق تعريف داراي تنها 4/3
ايراد در هر ميليون موقعيت بروز ايراد dpmo)) مي باشند. هر زمان كه ايرادي
را در يك فرايند، زمان، كار، تجهيزات سرمايه اي و مواد ايجاد مي شود لازمست
كه شناسايي، آناليز و برطرف گردد. اين سيكل شناسايي، آناليز و بهبود مستقيما
به 3 عنصر رضايت مشتري به شرح ذيل بر مي گرددكه استراتژي حل مسئله را پوشش
مي دهد:
1) تحويل با كيفيت ترين محصول (محصولات و خدمات بدون ايراد)،
2) تحويل به موقع ( كاهش سيكل زماني)
3) قيمت مناسب (كه متاثر از هزينه هاي توليد مي باشد).
هنگاميكه احتمال ايجاد ايراد بسيار كاهش يابد و سازمان ندرتا با يكي از آنها
مواجه شود، اجراي سيستم شناسايي، آناليز و بهبود ايراد غير ضروري مي شود،
در اين حالت هزينه هاي و مخارج به شدت سقوط مي كند و اين هدف نهايي شش سيگما
مي باشد. كاربرد آمار در متدولوژي شش سيگما اين امكان را فراهم مي سازد كه
سازمان قادر به اندازه گيري، بهبود و نمايش فرايندها باشد. آمار ابزاريست
كه دلايل بر پايه احساس را از دلايل غير معمول متمايز مي سازد. به عبارت
ديگر آنچه كه بر اساس تجربه و آگاهي تصورمي كنيم ريشه و علت مشكلات و بروز
ايرادات در فرايند مي باشد، از طريق كاربرد آمار صحه گذاري يا رد مي گردد
و با روشي سيستماتيك علل اساسي بروز ايرادات فرايند شناسايي مي شود.
بازار امروز نياز به فرايندهايي در سطح حداقل 3 تا 4 سيگما دارد. شركت هايي
كه زير 3 سيگما هستند در واقع زنده نيستند. در سطح 3 سيگما، هزينه كيفيت
به طور خام 25 تا 40 درصد از درآمد فروش مي باشد. درصورتيكه در سطح شش سيگما،
هزينه كيفيت كمتر از 1 درصد از درآمد فروش است. افزايش سود به اندازه 20
تا 30 درصد از درآمد فروش موجب ايجاد پس انداز بسيار انبوهي براي سازمان
مي شود. تاثير شش سيگما بر هزينه كيفيت بر اساس شكل شماره 5 مشخص شده است
به طور تقريبي هر انتقال سيگما به سطوح بالاتر 10 درصد بهبود درآمد خالص
را در بر دارد.
هزينه هاي كيفي را مي توان در 4 دسته تقسيم نمود. به طور كلي هزينه كيفيت
شامل هزينه هاي خرابي، پيشگيري، دوباره كاري و ارزيابي مي باشد. در سطح 5
و 6 سيگما هزينه هاي ارزيابي و تعيين قيمت و پيشگيري كاهش مي يابد. مطالعات
بسياري نشان داده است كه در حدود 70% هزينه كل محصول در طراحي آن تعيين مي
شود. هر چه كه در طراحي محصول كيفيت بالاتري در نظرگرفته شود در مراحل بعدي
هزينه كمتري ايجاد مي شود ] 14[.