بهره وري، آموزش وتوسعه صنعتي
Productivity,Learning & Industrial Development
مهندس فرزاد تعويذي / تيرماه 1383
دربيست وپنج سال گذشته ،رشد اقتصادي كشورهاي شرقي آسيا،بيش از دوبرابر رشد اقتصادي ساير كشورهاي جهان بوده است ، درحاليكه شرق آسيا پيوسته درحال رشد بوده كشورهاي خاورميانه ومنطقه آفريقاي شمالي بايك بحران واقعي رشد روبرو بوده است .ميانگين درآمدسرانه كشورهاي عمده خاورميانه در دهه گذشته كاهش داشته كه مسئله چگونگي تجديد رشد اقتصادي را به يك فوريت تبديل نموده است .
اقتصاد دانان فكر ميكنند كه پديده رشد اقتصادي داراي دو منبع است :
1- تجمع دارائيهاي فيزيكي* وانساني
2- كارائي كه دراجراي آن دو نوع دارايي بكارمي رود
تلاش گرديده كه تخمين زده شود چه مقدار از اختلاف موجود بين رشد چشم گير كشورهاي شرق آسيا ورشد نسبتا" كند و راكد كشورهاي خاورميانه مربوط به زيادي سرمايه هاي فيزيكي – انساني، شرق آسياست وچه مقدار از آن منوط به كارآئي اعمال شده دركاربرد آن دارائي هاست . يافتهها حيرتانگيزند.
درسال 1960 ميلادي هشت اقتصاد عمده مشرق ومغرب جهان (گروه هشت ) داراي درآمد سرانه بالاتري از شرق آسيا (موسوم به ستارگان برتر ) بودند . قبل ازسال 1991ميلادي درآمدسرانه كشورهاي خاورميانه از مبلغ حدودا" 1600 دلار به مبلغ 3300 دلار رشد كرده بود ودر
8 كشور شرق آسيا (ستارگان برتر) هم ،درآمدها تا 8000 دلار افزايش يافته بود. اگر چنانچه نرخ سرمايهگذاري در منطقه MENA (خاورميانه وشمال آفريقا ) در آن زمان از ميانگين 25% به ميانگين 35% مربوط به شرق آسيا افزايش مي يافت اين كشورها هم درآمد سرانه اي معادل 500 دلار بدست ميآوردند. واگر چنانچه سطح ميانگين آموزش وپرورش فردي درمنطقه ياد شده در همان سطح شرق آسيا مي بود، در آمدهم به ميزان اضافي 1300 دلار رشد ميكرد، درحاليكه هنوز هم شكاف درآمدي تقريبا" 3000 دلار ديده مي شود كه قابل توضيح از ديدگاه اختلاف درسرمايه هاي انساني – فيزيكي نيست .
پس اين امر مربوط به اختلاف درسطح كارآئي است ، يعني مربوط به راندمانعواملتوليدي است كه بكار مي رود ، درحقيقت ، درحاليكه رشد بهره وري درشرق آسيا مثبت است ، درخاورميانه وشمال آفريقا در 25 سال گذشته منفي بوده است .
چنين برآوردهاي مربوط به عامل كل توليد (TFP) ** روش ساده اي براي بررسي «رقابتپذيري بينالمللي » را بوجود ميآورد . درحقيقت اختلافات موجود درعامل كل توليد، اختلافات موجود در هزينه واحد توليد در نظام هاي مختلف اقتصادي را حل وفصل ميكند وهرقدر كه نرخ رشد بهرهوري بالاتر رود، كاهش هزينه هاي توليد اقتصادي (كه خود واحدي بزرگ است ) سريعتر ميگردد . درجدول بهره وري جهاني ، شرق آسيا جنبه رهبريت دارد ودر واقع از سازمان همكاري وتوسعه اقتصادي OECD ***هم جلوتر رفته است .سوابق كاري مدون آمريكاي لاتين درسه دهه گذشته آنچنان درخشان نبوده است اما لااقل رشد عامل كل توليد ش مثبت بودهاست . درحاليكه برعكس ، درمنطقه خاورميانه وشمال آفريقا در همان زمان هزينه هاي واحد توليد بالاررفته است (يعني رشد كل توليدش منفي بوده ).
براي نشان دادن معضلات مربوط به هم سرعت كردن رشد منفي اقتصادي ،تصور بفرمائيد كه دوست شما برروي يك پله برقي درحال صعود است ولي شما بر روي پله برقي ديگري درحال نزول هستيد ،تنها راه رسيدن به ايشان اينست كه اول برگرديد وبعد باحداكثر سرعت وتلاش ممكن از پله برقي كه درحال پايين رفتن است ، بطرف بالا حركت كنيد واين كاري فرساينده است .
در اصطلاح اقتصادي هم اين عمل معادل رسيدن به رشد اقتصادي از طريق افزايش سرمايهگذاري است. پس تعجبي ندارد كه خيلي ها از لنگيدن تغيير بهره وري نگران هستند.
چگونه بايد انواع نوآوريها وآموزش هاي خلاق راتوسعه دهيم تا منطقه را از رشد منفي TFP به حالت مثبت آن هدايت كنيم ( يعني جهت هزينه ها را عوض كنيم) ؟ منطقي نيست كه گفته شود متخصصين اقتصادي موافق منابع تغيير در بهره وري هستند درحاليكه هميشه يك نظريه اي وجود داشته كه عموم مردم به آن اعتقاد داشته اند.براي كشور فقير پتانسيل بالائي براي تغيير دربهرهوري سريعتري وجود دارد ، چراكه آنها نياز به اختراع ندارند. بلكه بسادگي فن آوري را وارد كرده وبابقيه جهان هم تطبيق حاصل ميكنند. براساس سوابق موجود ،كشورها هراندازه كه فقيرتر باشند. نرخ رشد بهره وري سريعتري خواهند داشت . در قرن 19 ميلادي كشورهاي فرانسه – آلمان – آمريكا ، فنآوري موجود را از رهبربهره وري زمان يعني انگلستان آنروز بعاريت گرفتند ،پس درباشگاه مرد ثروتمند(يعنيOECD) مراحلي براي اتحاد وهمگرائي درسه دهه گذشته بوده است اما دركشورهاي معاصر درحال رشد، بسياري را اعتقاد براينست كه هنوز هم چيزي لاينحل باقي مانده است ، چيزي كه حقيقت ندارد.اما تغيير نقشه بهره وري در جغرافياي جهاني ديده مي شود.
* شامل : املاك، كارخانجات ، ماشين آلات ، نقدينگي وغيره
Total factor of production**
Organization for Economnic Co-Opration and Development***
اين سازمان درحدود 115 عضو بين المللي دارد كه در پنج قاره جهان پخش هستند